هر چند در راستای تحقق توسعه پایدار روستایی در ایران از دهه 1330 تاکنون راهبردهای گوناگونی بکار گرفته شده است، اما همچنان بختک فقر بر پیکره جوامع روستایی کشور سایه افکنده است و مشکلاتی همچون کمبود درآمد جوامع روستایی، کمبود امکانات اجتماعی مورد نیاز از جمله بهداشت و آموزش و نیز مهاجرت بی رویه بر شهرها کاملاً ملموس است.

در بیشتر این راهبردهای توسعه روستایی ایران ، توسعه کشاورزی در کانون اصلی توجه قرار داشته و در واقع همه دارایی روستا و هرگونه تغییر در گروه تغییر در بخش کشاورزی قلمداد شده است. اما در شرایط کنونی اوضاع جوامع روستایی کشور به گونه ای دیگر است و این گونه راهبردها که توسعه روستایی و توسعه کشاورزی را یکسان می پندارد ، دیگر با کارآیی مطلوب همراه نخواهد بود. در واقع باید توسعه کشاورزی را زیر مجموعه توسعه پایدار روستایی در نظر گرفت، اکنون نه توسعه روستایی کشاورز محور و نه توسعه روستایی زیر ساخت محور ، هیچکدام به تنهایی پاسخگوی جوامع روستایی ما نخواهد بود . و با توجه به تقلیل شدید منابع طبیعی پایه ( آب ، خاک ، و پوشش گیاهی ) در شرایط عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی ، کاهش برابری در دسترسی به خدمات پایه در روستاها نسبت به شهرها و نیز وجود نگاه ابزاری به مقوله مشارکت و نهادهای محلی ، بسیاری از روستائیان منابع کشاورزی خود را رها کرده و برای کسب معیشت پایدار روانه حواشی شهرها شده اند. بنظر میرسد که رهایی از این شرایط دشوار توجه عمومی به توسعه پایدار به مثابه توسعه ای انسان محور و انعطاف پذیر در روستاها و همکاری و همیاری عوامل دولتی و غیر دولتی از کنار مردم جوامع روستایی به منظور اجرای اصول و همکاری های برخاسته از شاخص های توسعه پایدار جوامع روستایی کشورمان را طلب می­کند. 



تاريخ : شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ | 1:33 | نویسنده : مسعود حکمت |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.