موضوع توسعه پایدار منابع آب در سالهای اخیر از موضوعی فرعی به مسئلهای محوری و مهم تبدیل شده است. مدیریت تأمین و توسعه منابع آب بهعنوان یک عامل پویا و مؤثر در جهت سیاستگذاری، برنامهریزی و ایجاد امکانات لازم برای بهرهگیری از منابع آب از سالها پیش شکلگرفته و توجه عمده خود را به توسعه منابع آب، موضوعات زیستمحیطی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی و سازمانی معطوف کرده است. در واقع مدیریت آب بر اساس درک منابع آب بهعنوان بخش جداییناپذیر زیستبوم، منبعی طبیعی و کالایی اقتصادی اجتماعی است. استفاده بهینه از منابع آب، از برنامههای اصلی کشورها است. در کشورهای خشک و کمآب حفظ پایداری سیستمهای آبی نیازمند بهکارگیری اصول و برنامهریزی دقیقتر است. مدیریت منابع آب، بخشی از برنامهریزی توسعه جوامع تلقی میشود و هر کشوری بر مبنای میزان منابع آب در دسترس، راهکارها و برنامههای خاصی را برای بهرهبرداری بهینه از منابع آب به اجرا میگذارد. در شرایط کشور ایران نیز که آب دارای پتانسیل محدودی است، توسعه کشاورزی تابع آن است. در این ارتباط بدیهی است که آبهای استحصالشده فعلی و آب قابل استحصال، پاسخگوی روند توسعه کشاورزی و تأمین مواد غذایی لازم برای جمعیت رو به رشد جامعه نخواهد بود. لذا آنچه در این زمینه اهمیت مییابد، مدیریت مصرف بهینه آب همراه با مدیریت تقاضا در بخشهای مختلف صنعت، کشاورزی، شرب و محیطزیست است تا توسعه پایدار در کلیه بخشهای اقتصادی بهویژه بخش کشاورزی امکانپذیر گردد. این امر در مقطع کنونی از طریق اتخاذ سیاستهای مدیریتی مناسب، میسر است؛ بنابراین توسعه و بهبود مدیریت منابع آب برای قابلیت تداوم کشاورزی در نواحی کمآب امری ضروری به نظر میرسد. بهبود مدیریت آب زراعی در مصرف بهینه آب، افزایش راندمان آبیاری، افزایش تولید محصولات کشاورزی و دستیابی به اهداف محیطی، اقتصادی و اجتماعی کشاورزی پایدار، گامی مهم و مؤثر محسوب میشود. ازآنجاکه بخش کشاورزی بزرگترین مصرفکننده آب بوده، عمده تلفات آب نیز متعلق به این بخش است و چون احداث شبکههای آبیاری و زهکشی باعث کاهش اتلاف آب میشود، لذا جهت افزایش بهرهوری آب کشاورزی باید نسبت به ساخت و احداث این تأسیسات اهتمام جدی نمود.
موضوع توسعه پایدار منابع آب در سالهای اخیر از موضوعی فرعی به مسئلهای محوری و مهم تبدیل شده است. مدیریت تأمین و توسعه منابع آب بهعنوان یک عامل پویا و مؤثر در جهت سیاستگذاری، برنامهریزی و ایجاد امکانات لازم برای بهرهگیری از منابع آب از سالها پیش شکلگرفته و توجه عمده خود را به توسعه منابع آب، موضوعات زیستمحیطی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی و سازمانی معطوف کرده است. در واقع مدیریت آب بر اساس درک منابع آب بهعنوان بخش جداییناپذیر زیستبوم، منبعی طبیعی و کالایی اقتصادی اجتماعی است. استفاده بهینه از منابع آب، از برنامههای اصلی کشورها است. در کشورهای خشک و کمآب حفظ پایداری سیستمهای آبی نیازمند بهکارگیری اصول و برنامهریزی دقیقتر است. مدیریت منابع آب، بخشی از برنامهریزی توسعه جوامع تلقی میشود و هر کشوری بر مبنای میزان منابع آب در دسترس، راهکارها و برنامههای خاصی را برای بهرهبرداری بهینه از منابع آب به اجرا میگذارد. در شرایط کشور ایران نیز که آب دارای پتانسیل محدودی است، توسعه کشاورزی تابع آن است. در این ارتباط بدیهی است که آبهای استحصالشده فعلی و آب قابل استحصال، پاسخگوی روند توسعه کشاورزی و تأمین مواد غذایی لازم برای جمعیت رو به رشد جامعه نخواهد بود. لذا آنچه در این زمینه اهمیت مییابد، مدیریت مصرف بهینه آب همراه با مدیریت تقاضا در بخشهای مختلف صنعت، کشاورزی، شرب و محیطزیست است تا توسعه پایدار در کلیه بخشهای اقتصادی بهویژه بخش کشاورزی امکانپذیر گردد. این امر در مقطع کنونی از طریق اتخاذ سیاستهای مدیریتی مناسب، میسر است؛ بنابراین توسعه و بهبود مدیریت منابع آب برای قابلیت تداوم کشاورزی در نواحی کمآب امری ضروری به نظر میرسد. بهبود مدیریت آب زراعی در مصرف بهینه آب، افزایش راندمان آبیاری، افزایش تولید محصولات کشاورزی و دستیابی به اهداف محیطی، اقتصادی و اجتماعی کشاورزی پایدار، گامی مهم و مؤثر محسوب میشود. ازآنجاکه بخش کشاورزی بزرگترین مصرفکننده آب بوده، عمده تلفات آب نیز متعلق به این بخش است و چون احداث شبکههای آبیاری و زهکشی باعث کاهش اتلاف آب میشود، لذا جهت افزایش بهرهوری آب کشاورزی باید نسبت به ساخت و احداث این تأسیسات اهتمام جدی نمود.
