اعمال سیاستهای توسعه صنعتی و نادیده گرفتن توان بخش کشاورزی در سالهای اخیر از یک سو و گرایش به واردات به منظور تامین نیاز داخلی از سوی دیگر موجب شد تا این بخش با رکود مواجه شود. روش در پیش گرفته در حالی است که پیش از این کشورهای توسعهیافته سیاست توسعه صنعتی را در دستور کار خود قرار داده بودند، اما با رکود بخش کشاورزی ناچار به تغییر این سیاست شدند. براساس گزارش بانک جهانی تبعیض علیه کشاورزی به واسطه سیاستهای اقتصادی کلان ، قیمتی و تجاری و نیز جهتگیری شهری ،تخصیص سرمایهگذاری بخش عمومی و عدم سرمایهگذاری در بخش کشاورزی از جمله عوامل اخلال در بخش کشاورزی محسوب میشود. یکی دیگر از سیاستهایی که منجر به تبعیض علیه بخش کشاورزی در کشورهای در حال توسعه بهویژه ایران و کشورهای آمریکای لاتین شده است، تداوم توسعه صنعتی از طریق جایگزین واردات و اتخاذ نامناسب این راهبرد بوده است.
![]()
سیاست یکجانبهگرایانه جایگزینی واردات در کشورهای در حال توسعه در سالهای گذشته دیگر موردی است که کارشناسان این بخش از آن به عنوان عامل عقبماندگی بخش کشاورزی یاد میکنند. از سوی دیگر بانک جهانی در گزارش توسعه جهانی خود با مطلبی تحت عنوان توانمندی توسعه کشاورزی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، تصریح کرده که رشد کندتر بخش کشاورزی ناشی از جهتگیری سیاستهای کلان و بخشی کشورها علیه کشاورزی بوده است. تبعیض علیه کشاورزی به واسطه سیاستهای اقتصادی کلان ، قیمتی و تجاری و نیز جهتگیری شهری تخصیص سرمایهگذاری بخش عمومی و عدم سرمایهگذاری در بخش کشاورزی از دیگر عوامل اخلال در کارکرد بخش کشاورزی ذکر شدهاند. مشکلاتی که موجب شد تا در سالهای اخیر بیشتر کشورهای در حال توسعه سیاستهای اقتصادی کلان را به صورت پایهای بهبود ببخشندو سوگیری خود علیه کشاورزی را کاهش دهند. در این خصوص دفتر مطالعات زیر بنایی مرکز پژوهشهای مجلس نیز در گزارشی با عنوان «بررسی تاثیر کشاورزی بر توسعهیافتگی و امنیت ملی» به مشکلات بخش کشاورزی پرداخته که در ادامه میآید.
امتیازات و ویژگیهای متمایز بخش کشاورزی و منابع طبیعی در ایران
۱- کشاورزی و امنیت ملی
بخش کشاورزی کشور تامینکننده شغل و درآمد برای حداقل ۲۳ درصد از جمعیت شاغل در کشور بوده و بیش از ۸۵ درصد از نیازهای غذایی کشور را تولید میکند. این امر با توجه به تغییر کاربردی سالانه ۲۰ هزار هکتاری اراضی کشاورزی، دور از ذهن نیست. کمترین نوسان قیمت محصولات یا کمبود تولید در بخش کشاورزی به سرعت مورد توجه عموم افراد جامعه واقع میشود. در واقع، افزایش قیمت مواد غذایی، معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایجاد کرده و سطح رفاه عمومی را تحت تاثیر قرار میدهد. چندین دهه است که گندم بهعنوان یک سلاح راهبردی و استراتژیک مطرح شده است. از سوی دیگر، در حال حاضر با توجه به تغییرات اقلیمی و خشکسالی و افزایش جهانی دمای زمین پیشبینی میشود، آب و دستیابی به آن در کشورها، به یک موضوع حساس امنیتی در جهان مبدل شود. ایران نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی خود، با این مساله درگیر بوده و احتمالا در آینده برجسته نیز خواهد شد. از آنجا که در کشور، بخش کشاورزی بالاترین میزان (۹۲-۹۰ درصد) آب شیرین را مصرف میکند و این سهم نسبت به خیلی از کشورهای دیگر بالاتر است، بنابراین درصورت تداوم عدم سرمایهگذاری کافی در پروژههای زیربنایی آب و خاک، کمآبی بحران اساسی را میتواند برای کشور ایجاد کند. بنابراین اهمیت راهبردی کشاورزی و منابع طبیعی برای ایران بیش از پیش روشن میشود.
۲- قابلیت بخش کشاورزی در اشتغالزایی
از سوی دیگر این بخش بهصورت بالقوه میتواند ۳۰ درصد کل شاغلان اقتصاد ایران را به خود اختصاص دهد و نزدیک به ۶۵۰ هزار نفر شکاف بین شاغلان بالفعل و بالقوه در این بخش وجود دارد. از لحاظ هزینه یک فرصت شغلی تماموقت، بخش کشاورزی رتبه اول را دارد؛ یعنی به نسبت دیگر بخشهای اقتصاد ایران با صرف کمترین هزینه میتوان یک شغل تماموقت در این بخش ایجاد کرد. دلیل کم بودن این هزینه به ضریب تکاثر بالای این بخش برمیگردد. از لحاظ توان تولید بالقوه، این بخش در رتبه دوم پس از بخش خدمات عمده و خردهفروشی و تعمیراتی قرار دارد؛ ولی از نظر درآمدزایی بالقوه بخش کشاورزی جایگاه مناسبی ندارد و در رتبه ۱۹ قرار گرفته است. طبق نتایج، تنها یک درصد از کل درآمدزایی بالقوه بخشهای اقتصاد ایران مربوط به بخش کشاورزی است. براساس رتبهبندی کشش تولید کل، بخش کشاورزی در رده هفتم قرار دارد.
۳- پتانسیل بخش کشاورزی و منابع طبیعی در تحقق توسعه فقرزدا و عدالتمحور
بهطور کلی رشد اقتصادی ناشی از بخش کشاورزی در کاهش فقر نقش مهمی دارد. اغلب فقیران جهان در نواحی روستایی زندگی کرده و اساسا برای تامین معیشت خود به کشاورزی وابسته هستند. نقش رشد کشاورزی در فقرزدایی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. تولیدات جنگلی نیز نقش مهمی را میتوانند برای فقرای روستایی بازی کنند. معیشت ۶/۱ میلیارد نفر روستایی در جهان، تا حدودی وابسته به جنگلها است. همچنین بخشی از معیشت یک میلیارد نفر از ۲/۱ میلیارد نفری که دچار فقر مفرط هستند، وابسته به منابع جنگلی است. نتایج تحقیقات در ایران نشان میدهد رشد اقتصادی کشور در دوره ۱۳۸۶-۱۳۵۰ منجر به بهبود توزیع درآمد در نواحی روستایی نشده و حتی بر توزیع نابرابر دامن زده است؛ چراکه در دوره مذکور، رشد GDP سرانه کشور اثر مثبت و معنیداری بر ضریب جینی روستایی داشته است. یعنی افزایش GDP سرانه کشور، توزیع درآمد در نواحی روستایی را بدتر کرده است.
بنابراین میتوان گفت که اهداف رشد و توسعه کشور تاکنون عدالتمحور و رشد حامی فقرا نبوده و باید روند کنونی اصلاح شود. با این حال نتایج تحقیقات نشان میدهد که برخلاف رشد اقتصادی کل، ارزش افزوده بخش کشاورزی که شاخص رشد بخش کشاورزی است، در دوره ۱۳۸۶-۱۳۵۰ اثر عکس و معنیداری بر ضریب جینی روستایی داشته است. به بیان دیگر، رشد بخش کشاورزی منجر به بهبود توزیع درآمد در نواحی روستایی شده است.
۴- زودبازدهتر بودن سرمایهگذاری
بسیاری از پروژههای کشاورزی و منابع طبیعی از قبیل آبخیزداری، بیابانزدایی و... نیاز سرمایهای پایینتری نسبت به طرحهای صنعتی داشته و منافع سریعتری را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی برای جامعه ایجاد میکنند. میزان اشتغالی که بخش کشاورزی و منابع طبیعی به ازای هر واحد سرمایه ایجاد میکند، بیشتر از حجم اشتغالی است که هر واحد سرمایه در صنعت و خدمات دربردارد. بهطور مثال اجرای پروژه آبخیزداری یا جنگل زراعی، علاوه بر ایجاد شغل (منافع اجتماعی- اقتصادی) منجر به تغذیه بیشتر سفرههای آب زیرزمینی و کاهش تبخیر آب و در نتیجه، تولید آب شیرین و نیز کاهش فرسایش خاک (کارکردهای محیط زیستی) هم خواهد شد.
۵- بالاتر بودن بهرهوری سرمایه در بخش کشاورزی
از سوی دیگر ایجاد یک واحد ارزش افزوده در بخش کشاورزی ایران، به سرمایه کمتری نسبت به سایر بخشهای اقتصاد نیاز داشته و بخش کشاورزی از ثبات بیشتری در مقابل شرایط جنگ برخوردار بوده و اثرپذیری آن از تحولات بیرونی کمتر است.
۶- قابلیت پیوند بخش کشاورزی و منابع طبیعی با بخش خدمات و صنعت
همچنین بخش کشاورزی به لحاظ پیوندهای مستقیم و غیرمستقیم پسین، در رتبه اول و به لحاظ پیوندهای مستقیم و غیرمستقیم پیشین در رتبه دوم در میان بخشهای اقتصادی کشور قرار دارد. پیوندهای قوی پسین و پیشین کشاورزی با سایر بخشها حاکی از اثرگذاری این بخش در شکوفا شدن و ایجاد تحرک در کل اقتصاد است.
توان بالای توسعه طبیعتگردی و گردشگری کشاورزی
کشاورزی به دلیل درهمتنیدگی خاص خود با نظام معیشتی و زندگی کشاورزان، بُعد فرهنگی خاصی داشته و ترکیبی از کشت (Agri) و فرهنگ (Culture) است. بنابراین پیوند دو بخش کشاورزی و گردشگری به عنوان بزرگترین صنعت دنیا که ۷/۱۱ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را ایجاد کرده و از هر ۲۰ شغل زمین، یک شغل متعلق به آن است. میتواند به ایجاد فرصتهای شغلی مناسب بهخصوص در نواحی روستایی کمک کرده و درآمدهای ارزی بالایی را نصیب کشور کند. چنین قابلیتی در صنعت دیده نمیشود.
توانمندی مناسب توسعه صنایع کاربر و دارای ارزش افزوده بالا
بسیاری از تولیدات این بخش، مانند انواع تولیدات باغی، شترمرغ، حیوانات زینتی، گیاهان دارویی و... ماده خام ارزشمندی برای صنایع تبدیلی و فرآوری درآمدزا به شمار میروند، ولی با وجود این در ایران هنوز صنایع مذکور به صورت شایسته توسعه نیافتهاند. در این بین، صنایع مبتنی بر منابع طبیعی نسبت به صنایع کشاورزی مورد غفلت بیشتری قرار گرفتهاند. طبق شواهد، صنایع مبتنی برجنگل در سطح جهان در حدود ۴۷میلیون فرصت شغلی تمام وقت فراهم کرده است.
ارائه کارکردهای چندگانه اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستینظامهای کشاورزی در صورت مدیریت صحیح، خدمات اکولوژیکی و محیط زیستی فراوان و بسیار ارزشمندی را برای جوامع تولید میکنند. کشاورزی تامینکننده عمدهای برای خدمات محیط زیستی همچون تثبیت کربن، مدیریت آبخیزداری و حفاظت از تنوع زیستی است که اغلب شناسایی و ارزشگذاری نمیشوند. امروزه شماری از کشورهای دنیا، به اهمیت این خدمات در ایجاد و حفظ جوامع سالم و تندرست پی برده و برای تداوم آنها هزینه میپردازند. سازوکارهایی نیز به این منظور، تحت عنوان چیدمانهای پرداخت هزینه برای خدمات محیط زیستی نظامهای کشاورزی توسعهیافته و نهادینه شدهاند.
ادامه مطلب
بوروکراسی وبر
مطالعات وبر نخستین گامی است که در زمینه سازمانها برداشته شده است. بوروکراسی وبر سازمانهایی را که شامل چهار خصیصه زیر بودند شامل میشد:
- وسعت سازمان به علت کثرت نیروی انسانی.
- عده زیاده کارگر غیر ماهر و یا نیمه ماهر.
- تکنولوژی ساده برای تولید انبوه.
4.تولید فرآوردههای ساده.
چون بیشتر سازمانهای زمان وبر منطبق با جنبههای فوق بودند، لذا بوروکراسی وبر به عنوان یک الگوی تجزیه و تحلیلی سازمانی کارآمد و علمی به نظر میرسید(هیکس و گولت، 1377).
ویژگی های بوروکراسی وبر
- تقسیم کار: تقسم وظایف به اجزاء خیلی کوچک و تخصصی که نتیجه آن قابل جانشینی بودن نیروی کار و در نهایت ازدیاد کارایی است.
- تمرکز اختیارات: تمرکز اختیارات به سطوح بالاتر جهت حل مشکل به وجود آمده از تقسیم کار.
- برنامه منطقی و عقلایی برای اداره امور استخدامی: استخدام افراد با توجه به تخصص و مهارت و بدون توجه به قوم، نژاد یا جنسیت.
- قوانین و مقررات: اعمال قوانین و مقررات دقیق و صحیح برای همه.
- سیستم ثبت و ضبط: نگهداری سوابق از کلیه اقدامات و جزئیات آنها(هیکس و گولت، 1377).
از موارد بالا میتوان استنباط کرد که بوروکراسی وبر به احساسات و عواطف انسانی توجه ندارد.
تخصص گرایی فایول
توانایی های خاص مدیریت(عناصر مدیریت) از دید فایول
- قدرت بر نامهریزی
- سازماندهی
- هماهنگی
- فرماندهی
- کنترل
تواناییهای مدیریت از دیدگاه فایول
- امور فنی
- امور تجاری
- امور مالی
- امور تامینی
- امور حسابداری
- امور اداری
که از این میان، امور اداری برای روسای سازمان اهمیت خاص داشته و شامل شش بخش: پیش بینی، تنظیم
برنامه، سازمان دادن، فرماندهی، هماهنگ کردن و نظارت میشود(رضوان، 1375).
وظایف مدیر از دید لوتر گیولیک[1]
1.برنامهریزی[2]: پیش بینی اقدامات لازم برای نیل به اهداف مطلوب.
2.سازماندهی[3]: تعیین صریح حدود و اختیارات.
3.کارگزینی[4]: تامین شرایط مساعد کار و استخدام و کارآموزی.
4.فرماندهی[5]: هدایت و رهبری سازمان و صدور دستورات برای اخذ تصمیمات خاص.
5.هماهنگی[6]: تطبیق وظایف مشاغل مختلف به منظور تحقق اهداف مطلوب.
6.گزارشگیری[7]: آگاهی دادن به کسانی که مجری در قبال آنها مسئول است.
7.بودجه بندی[8]: تنظیم طرح مالی و دخل و خرج سازمان و نظارت بر اجرای آن.
هرچند که در این عوامل هفتگانه لوتر نامی از کنترل برده نشده است اما در واقع کنترل از طریق تنظیم برنامه و
سیستم گزارش گیری و بودجه بندی انجام میپذیرد(Meier, 2003).
برنامه ریزی
- برنامهریزی عبارت است از تهیه و توزیع و تخصیص عوامل و وسایل محدود برای رسیدن به هدفهای مطلوب در حداقل زمان و با حداقل هزینه ممکن
- برنامهریزی یعنی تعیین فعالیتهای اثربخش در جهت تحقق هدف به بهترین شکل ممکن (کارآیی) مدیریت با برنامه ریزی مفهوم پیدا میکند
- برنامهریزی، فرآیندی برای رسیدن به اهداف است. بسته به فعالیتها، هر برنامه میتواند که بلند مدت، میان مدت یا کوتاه مدت باشد. برای مدیرانی که در جستجوی حمایتهای بیرونی هستند، برنامهریزی، مهمترین و کلیدیترین سند برای رشد است.
برنامهریزی میتواند، نقش مهمی در کمک به جلوگیری از اشتباهات یا تشخیص فرصتهای پنهان بازی کند. برنامهریزی به پیشبینی آینده و ساختن آینده تا حدودی قابل تصور کمک میکند. آن پلی است بین آنجایی که هستیم و آنجایی که میخواهیم برویم، یعنی بطور کلی برنامهریزی به آینده مینگرد(هرسی و بلانچارد، 1378).
سازماندهی
سازماندهی عمل بازآرایی اجزاء است که بر اساس یک یا چند قاعده صورت میگیرد. در علوم مدیریت سازماندهی را فرآیندی میدانند که طی آن با تقسیم کار میان افراد و گروههای کاری و ایجاد هماهنگی میان آنها، برای کسب اهداف تلاش میشود. در واقع سازماندهی شامل وظایفی است که باید اجرا شود، تشخیص کسانی است که باید اجرا کنند، چگونگی گروهبندی وظایف و تعیین کسانی است که باید گزارش دهند یا گزارش بگیرند. باتوجه به تعریف فوق این فرآیند شامل سه مرحله زیر است:
- طراحی و تعریف کارها و فعالیتهای ضروری
- دستهبندی فعالیتها
- برقراری رابطه میان مشاغل، برای کسب اهداف مشترک
به دیگر سخن سازماندهی امری است فوقالعاده حایز اهمیت، چرا که بستر لازم برای اجرای طرح را تأمین میکند. مجموعه فعالیتهای سازماندهی، منابع موجود را یکجا گرد آورده، مشخص میسازد که این منابع کی، کجا و چطور مصرف شود. این وظیفه در کلیه ردههای سازمانی اعمال میشود. برای مثال، ممکن است یک مدیر کل، ساختار (رسمی) سازمان را برای ترویج ترسیم کند. یک رهبر ایالتی در امور کشاورزی کمیتهای را مامور کند تا فعالیتهای اجرایی یک برنامه میان رشتهای در زمینه مدیریت کنترل آفات را هماهنگ سازد. مروج ناحیه، یک دوره آموزشی کوتاه مدت منطقهای ترتیب دهد یا بخشداران مسؤولیتهایی را جهت فعالیتهای سالیانه زراعی تفویض کنند. مجموع تلاشهایی که در زمینه سازماندهی صورت میگیرد، به این مدیران کمک میکند تا نقاط ضعف خود، از جمله دوباره کاریها و اتلاف وقت و منابع را به حداقل ممکن برسانند. در رابطه با وظیفه سازماندهی، یک نکته کاملاً روشن وجود دارد و آن هم اینکه سازماندهی، ساز و کاری است برای اجرای طرحها؛ ضمن اینکه فعالیتهای سازماندهی در کلیه ردهها باید بر اساس برنامهریزی کارآمد صورت گیرد. لیکن، متأسفانه در ترویج، وضع همیشه بر این منوال نیست و کار سازماندهی، اغلب به شکل مجزا انجام میشود. این قضیه را میتوان به یک مربی فوتبال تشبیه کرد که وقتی تیم تحت هدایت وی با یک موقعیت بحرانی مواجه میشود، بازیکنان را آزاد میگذارد تا هر گونه که خود صلاح میدانند بازی کنند. لزوم توجه به امر سازماندهی با هدف دنبال کردن روند برنامهریزی، به خوبی در این گفته پیتر دراکر که ساختار از راهبرد تبعیت میکند بیان شده است(ایرانزاده، 1381).
کارگزینی
ايجاد و توسعه برنامههايي كه از طريق آنها ضمن بهبود تواناييهاي نيروي انساني، اهداف فردي و سازماني حاصل گردد. در واقع مديريت منابع انساني، ايجاد و پرورش و حفظ سرمايههاي انساني براي دستيابي به اهداف است. مديريت منابع انساني در واقع جنبه هاي انساني مديريت را در بر ميگيرد. زيرا كه انسان عامل مهمي در رسيدن به هدفهاي از پیش تعیین شده و مديريت است. از اينرو امروزه منابع انساني به منزله يكي از شريانهاي مهم و حياتي هر سازمان ميباشد. هدف مديريت منابع انساني عبارت است از: بهبود بخشيدن مشاركت مؤثر كاركنان به طريقي اخلاقي و مسئولانه از نظر اجتماعي در مجموعه و كمك به عملكرد بهتر در سازمان براي نيل به اهداف از پیش تعیین شده(هکسی و گولت، 1377).
کنترل
فعاليتی است که ضمن آن عمليات پيش بينی شده با عمليات انجام شده مقايسه ميشوند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بين آنچه بايد باشد و آنچه که هست به رفع و اصلاح آنها اقدام ميشود. هر فعاليتی در سازمانها، واحدهای تولیدی و سایر مجموعهها قرين توفيق نخواهند بود مگر آنکه کنترلهای لازم به عمل آمده باشد. به کمک کنترل است که مديريت نسبت به نحوه تحقق هدفها و انجام عمليات آگاهی يافته و قدرت پيگيری و در صورت لزوم سنجش و اصلاح آنها را پيدا میکند. کنترل ابزار کارآمد مديران در ردههای است و لزوم آن در سطوح مختلف به سادگی میتوان احساس کرد. شايد مهمترين مسئلهای که وجود کنترل را ضروری میسازد، آن است که پيشبينیها و برنامههای عملياتی در سازمان همواره با درصدی از خطا توام است و برای رفع اين خطاها و اصلاح عمليات، کنترل تنها راه چاره است(Meier, 2003).
کنترل و فرماندهی
فعاليتی است که ضمن آن عمليات پيش بينی شده با عمليات انجام شده مقايسه ميشوند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بين آنچه بايد باشد و آنچه که هست به رفع و اصلاح آنها اقدام ميشود. هر فعاليتی در سازمانها، واحدهای تولیدی و سایر مجموعهها قرين توفيق نخواهند بود مگر آنکه کنترلهای لازم به عمل آمده باشد. به کمک کنترل است که مديريت نسبت به نحوه تحقق هدفها و انجام عمليات آگاهی يافته و قدرت پيگيری و در صورت لزوم سنجش و اصلاح آنها را پيدا میکند. کنترل ابزار کارآمد مديران در ردههای است و لزوم آن در سطوح مختلف به سادگی میتوان احساس کرد. شايد مهمترين مسئلهای که وجود کنترل را ضروری میسازد، آن است که پيشبينیها و برنامههای عملياتی در سازمان همواره با درصدی از خطا توام است و برای رفع اين خطاها و اصلاح عمليات، کنترل تنها راه چاره است(Meier, 2003).
هماهنگی
هماهنگی فراگردی است که طی آن همه بخشهای تشکیل دهنده یک کل برای کسب هدف مشترک ترکیب میشوند. هماهنگی با مجموعهای از سازوکارهای ساختاری و رفتاری تحقق مییابد که برای مرتب ساختن اجزای واحد تولیدی با یکدیگر به کار میروند و نیز تحقق اهداف از پیش تعیین شده را تهسیل میکنند. به دیگر سخن هماهنگی عبارت است از فرایند همسو نمودن همه قسمتهای یک مجموعه به گونهای که تصمیمات، وظایف، فعالیتها و تخصص همه کارکنان و گروهها برای نایل آمدن به اهداف از قبل تعیین شده در حداکثر مطلوبیت ممکن ترکیب و همسو گردد. «هانری فایول» مساله هماهنگی را به عنوان عمل همسو نمودن همه فعالیتهای یک موسسه برای نایل شدن به موفقیت و اهداف مورد نظر سازمان تلقی مینماید(نویدی، 1388).
گزارشگیری
گزارشگیری فرآیندی است كه به عنوان بازده يك فعالیت انجام شده، تهيه و براي تصميمگيريهاي مديران مختلف سازمانها، واحدهای تولیدی و سایر مجموعهها به آنها عرضه ميشود. گزارشگیری در واحدهای تولیدی نقش اساسی ایفا میکند و موجب شناسایی کاستیها، تهدیدها و سایر مواردی که در انجام فعالیت خلل ایجاد میکند میشود و معمولا حاوي مطالب زير است :
- تاخير در عمليات
- انحراف از روندهاي استاندارد پيش بيني شده
- ايجاد وضعيتهاي پيش بيني نشده(علاقهبند، 1384).
بودجهبندی
مدیریت یک فرایند پویا است که برای مؤثر بودن، به اطلاعات نیاز دارد. بودجهبندی به یک مدیر کمک میکند تا اطلاعات اقتصادی لازم برای تصمیم در مورد دورة تولید، یک طرح سالانه یا یک طرح بلند مدت را تهیه نماید. بودجهبندی میتواند، جزییاتی دربارة رشته فعالیتهای منفرد و اطلاعاتی دربارة کل واحدهای زراعی یا دامی فراهم آورد. بودجهبندی، به شیوههای مختلف در تمامی جنبههای مدیریتی مورد استفاده قرارمیگیرد؛ جنبههایی مانند: طرحریزی، سازماندهی، رهبری و هدایت و کنترل. بودجهبندی، اطلاعاتی را ایجاد میکند که میتوان از آن ها برای حمایت از وظایف مختلف مدیریتی استفاده نمود. بودجهبندی:
- به مدیر کمک میکند که بهترین ترکیب رشته فعالیت زراعی و دامی را انتخاب کند.
- از آن میتوان برای تصحیح ساختارهای سازمانی و عملیاتی استفاده نمود. مدیر را برای ایجاد یک طرح تولید و بازاریابی یاری میکند.
- به مدیر کمک میکند که هزینههای بخشهایی که شاید به گونة دیگری خود را نشان دهند، آشکار سازد.
- اجازه میدهد که پیامدهای ممکن یک تغییر، مورد مطالعه قرارگیرند؛ قبل از آن که منابع به طور واقعی متعهد به تغییر شوند.
- میتواند برای آزمون قابلیت امکان اقتصادی و مالی تکنولوژیهای مختلف تولید و عملکردهای مدیریت استفاده شود.
- زمانی که حرفه نیاز به وام های عملیاتی، موقت و یا بلند مدت دارد؛ میتواند برای ایجاد و سازماندهی اطلاعاتی که برای آژانسهای وام دهنده مفید خواهد بود، استفاده گردد.
- زمانی که اعتبارات محدود است، با محاسبة سود تأثیر جریان نقدی هر سرمایهگذاری، میتواند به مدیر در انتخاب یک سرمایهگذاری از بین چند سرمایه گذاری کمک کند.
- اطلاعاتی را به وجود میآورد که مدیر میتواند از آن ها برای مقایسة نتایج پیشبینی شده و واقعی اجرای یک طرح، استفاده کند.
به علت گستردگی مفهوم بودجهبندی تعاریف متعددی برای آن بیان شده است که در ادامه به چند مورد آن اشاره شده است:
- بودجه بيان مقداري يك برنامه است و ميتواند براي يك سازمان و هر يك از بخشهاي مختلف آن از قبيل فروش، توليد، توزيع و مالي تهيه گردد كه در آن سود با گردش نقدينگي، وضعيت مالي ساير برنامهها به صورت كمي بيان گشته و نتايج مجموعه تصميمات را با نگرش به آينده سازمان مشخص مينمايد.
- بودجهبندي يك سيستم پيچيدهاي از طرحها و برنامههاست و بودجه علاوه بر نقشهاي سياسي و اقتصادي، نقش حساس و مهم برنامهريزي را نيز عهدهدار شده است و امروزه بودجه منعكس كننده انواع برنامهريزيهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه است. از طرفي چون مسلم شده كه توسعه امري يك بعدي نبوده و توسعه اقتصادي ميتواند به توسعه اجتماعي و فرهنگي بيانجامد، مهمترين عامل در وقوع اين امور، گزينش درست اهداف، استراتژيها و نهايتاً رسالتهاي سيستم برنامهها وطرحهاي بودجه است.
- نظام بودجه بندي به عنوان يك ابزار مهم و حساس برنامهريزي، به موازات رشد و توسعه دولت و جامعه، مراحل و تحولات مهمي را پشت سر گذاشته و امروزه بصورت يك نظام پيچيده فني و مالي درآمده است(اولسون، 1385).
مدیریت علمی تیلور
عناصر اساسی سیستم از دید تیلور.
کشف تجربی بهترین راه انجام هر عمل و اجزاء تشکیل دهنده آن.
- تقسیم کار بین کارکنان ومدیران.
به عقیده تیلور پیاده کردن چنین سیستمی در سازمان باعث افزایش تولید میشود. یعنی از نظر تیلور ازدیاد تولید نه در اثر فعالیت بیشتر کارکنان بلکه در اثر تجزیه و تحلیل کار، ساده کردن کار و حذف عملیات زاید است(رضوان، 1375).
اصول مدیریت علمی تیلور
1.ایجاد علمی واحد برای انجلم هر عمل به جای روش غیر علمی متداول.
2.انتخاب کارکنان طبق روش های علمی و تعلیم و آموزش آنان برای انجام وظائف همکاری صمیمانه با کارکنان.
3.تقسیم مساوی کار و مسئولیت بین مدیران و کارکنان.
هدف غایی مدیریت علمی پرورش هر یک از کارکنان به حداکثر ظرفیت تولیدی اوست. تیلور کارکنان را انسان اقتصادی فرض میکند که صرفاً تحت تاثیر انگیزههای مادی قرار میگیرند. مدیریت علمی تیلور بر اساس کارسنجی، زمان سنجی و مزد سنجی استوار بود(رضوان، 1375).
اصول کلی مدیریت مکتب کلاسیک
- اصل هماهنگی و وحدت هدف
- اصل سلسله مراتب.
- اصل تخصص
- اصل وحدت فرماندهی
- اصل حیطه نظارت
- اصول اختیار و مسئولیت
- اصول انعطاف پذیری و مداومت
محدودیت های نظریه کلاسیک
1.عدم توجه به نقش فرد در سازمان و ثابت انگاشتن رفتار سازمانی کارکنان.
2.اصول مفروض بر این مکتب برای تمام سازمانها جنبه کلیت دارد و در تمام سازمانها قابل اجراست.
3.اعمال همزمان اصول مزبور امکان پذیر نیست. به عنوان مثال اصل تخصص با اصل وحدت فرماندهی. مطابقت ندارد. محدود کردن حیطه نظارت با امکان تقلیل سلسله مراتب به حداقل ممکن مغایرت دارد و یا اصل تمرکز اختیارات با مشارکت کارکنان در تصمیمگیری مغایر است(Davis & Olson, 1995).
نظریههای رفتاری نئوکلاسیک
تا حدود سالهای 1930 نظریههای کلاسیک و بویژه عقاید تیلور در مدیریت سازمانی اروپا و آمریکا نقش مهمی ایفا میکرد. اما با ظهور نهضت رفتارگرایی تحت رهبری التونمایو، مکتب کلاسیک کم کم به دست فراموشی سپرده شد. به عقیده پیروان مکتب رفتارگرایی فرضیات کلاسیک ها درباره رفتار کارکنان در سازمان بسیار ساده و خارج از واقعیات عینی بود. فرد را انسان اقتصادی فرض میکردند که تنها تحت تاثیر انگیزههای مادی قرار میگیرد(ایرانزاده، 1381).
تئوریهای مدیریت
تئوری X,Y : این تئوری توسط پروفسور ماک گریگور مطرح شد که در آن دو دسته مفروضات در زمینه طبیعت بشر و نوع نظارت و رهبری و مدیریت تحت تئوری های X,Y در نظر گرفته میشوند.
تئوری X
- بیزاری بشر از کار کردن ذاتی و طبیعی است.
- به دلیل بیزاری ذاتی بشر از کار کردن افراد باید از طریق نظارت و یا تهدید به انجام کار در جهت نیل به اهداف سازمان، کنترل شوند.
- انسان از زیر با مسئولیت شانه خالی میکند و نیازمند هدایت شدن است تا قائم به ذات بودن.
تئوریY
- کار کردن برای هر انسانی جزء ضروریات اوست.
- نظارت و تهدید برای هدایت فرد به سوی اهداف سازمانی کافی نیستند. انسان ذاتاً قادر به هدایت و کنترل رفتار خویش در جهت نیل به اهداف سازمان است.
- میزان تلاش فرد در جهت نیل به اهداف سازمان، تابع پاداشی است که در مقابل خدمت انتظار دارد.
- انسان تحت شرایط مناسب در جستجوی مسئولیت است.
- قدرت استفاده از نیروی تخیل و بلوغ و سازندگی مربوط به خصوصیات بالقوه تعداد زیادی از افراد است.
مکگریگور خود پیرو تئوری Y است. چنانچه هدف مدیریت در به حداکثر رساندن سود و استفاده عقلانی از منابع خلاصه شود، چنین مدیریتی برای مفروضات تئوری Xبرتری قائل خواهند شد. نظریه طبقهبندی نیازهای مازلو نیز جزء نظریههای نوعدوستی صنعتی میباشد. مازلو به رشد شخصیت فرد اهمیت ویژهای میدهد. کریس ارگریس نیز از پیروان مکتب Y است که در بیشتر زمینه ها با مازلو موافق است(بافورد و همکاران، 1381).
مفروضات نظریه X و نظریه Y در مورد افراد
"داگلاس ام . مک گرگور[9] " یکی از نخستین مؤلفانی بود که در اواخر دهه 1950 اظهار داشت مدیرانی که مفروضات مختلفی درباره زیردستان خود دارند. بطور متفاوتی با آنها رفتار میکنند. وی معتقد بود اگر مدیری فرض را بر این قرار دهد که زیر دستانش تنبل و بیتفاوت هستند و با او همکاری نمیکنند، با آنان بر پایه همین دیدگاه رفتار خواهد کرد. برعکس، اگر مدیری تصور کند زیر دستانش پرکار و کوشا هستند و از صمیم قلب کار میکنند. با آنان به گونهای دیگری رفتار خواهد کرد. شگفت انگیز این که اگر مطابق نظریه تقویت، با زیردستان به عنوان افراد تنبل، بیتفاوت و متخاصم رفتار شود، دیری نخواهد پایید که عادت خواهند کرد دقیقاً به همان صورت رفتار کنند. « مک گرگور» نتیجه این عمل را «پیش گویی خود خواسته» مینامد. اگر با فردی به صورت یک بازنده برخورد شود، طولی نخواهد کشید که رفتار و کردارش شبیه بازندهها خواهد شد.
«مک گرگور» بر این عقیده بود که مدیران کلاً در مورد افراد زیردست خود متکی بر یکی از مفروضات فوق هستند. وی اظهار داشت که رفتار مدیر به عنوان رهبر، تحت تأثیر مجموعهای از مفروضات ذهنی وی قرار دارد. مدیرانی که به مفروضات نظریه X معتقدند، احتمالاً رهبرانی مستبد و خودکامهاند. آنها برای تحقیق اهداف سازمانی به اعمال زور، فشار انضباط و تنبیه، متوسل میشوند. مجموعه دوم مفروضات که به نظریه Y معروف است نیز در قسمت «ب» جدول ذکر شده است. مدیرانی که به مفروضات نظریه Y اعتقاد دارند، احتمالاً رهبرانی هستند دموکراتیک یا مردمی. آنها بر خود گردانی کارمند تأکید میورزند و آشکارا زیر دستان را به پذیرش مسؤولیت هر چه بیشتر ومشارکت در تصمیمگیریهای مورد نیاز برای دستیابی به اهداف سازمان، تشویق. ترغیب میسازند. این دو مجموعه مفروضات مدیران در مورد زیردستان، پیامدهای کاملاً مغایری را برای رفتار دربردارند. مدیران برخوردار از مفروضات X، زیر دست را به عنوان شخصی غیرمسؤول مینگرند که لازم است شدیداً تحت کنترل باشد. مدیرانی که از مفروضات نظریه Y تبعیت میکنند، ممکن است چنین بیندیشند که زیردستان، فاقد رضایت شخصی و نیازمند فرصتهای بیشتری هستند و ممکن است به منظور نیل به کامیابی شخصی، دست از کار بکشند. درک تضاد و تباین بین رهیافتها و نگرشهای موجود در مدیران X و Y که نمایانگر دو نقطه شروع و پایان یا دو قطب مخالف یک پیوستار هستند، اهمیت فراوانی دارد. برخی مدیران ترویج درمحلی بین این دو نقطه قرار دارند و رهیافت خاصی را تعقیب نمیکنند. لیکن نظریه Y بر تشریح و توصیف رهبری تأکید دارد و بیشتر مفاهیمی را که در این کتاب مورد بحث قرار گرفته است، تقویت میکند نظر مک گرگور این است که یک مدیر (رهبر) به تأسیس ا ز مفروضات خود در مورد زیردستان، موقعیت رهبری را تحت تأثیر قرار میدهد. اهمیت این مفروضات با تشریح نظریه های مختلف در باب رهبری، آَشکارتر خواهد شد(بافورد، 1381).
مدیریت و ویژگیهای فردی
از آنجا که مدیریت در بردارندة عامل انسانی است با پارهای صفات انسانی و یا ویژگیهای فردی همراه است. از جمله صفاتی که سبب موفقیت در مدیریت میشود تندرستی و نیرومندی، مهارت در انجام کارهای گوناگون، بینش وسیع، قضاوت صحیح، آگاهی، صمیمیت، علاقه، درستکاری، شهامت و بردباری میباشد. با برشمردن ویژگیهای فردی مدیر این سئوال مطرح میشود که شخص میتواند از طریق آموزش مدیر شایستهای شود؟ ویژگیهای فردی اکتسابی یا ذاتی هستند؟ بدون تردید پارهای از این صفات ذاتی است. مثلاً نیروی مطلوب جسمانی و استعداد مدیریت در پارهای افراد وجود دارد. البته این خصوصیات نیز میتواند در اثر عوامل خارجی تقویت و یا تضعیف شود. نیروی جسمانی را میتوان با ورزش و تغذیه خوب افزایش داد و یا در اثر غفلت در پرداختی باین امور کاهش داد. قدرت فکری که از کیفیتهایی چون توانایی در تحلیل منطقی، حافظه، شهامت، استقامت و قاطعیت تشکیل شده نیز میتواند تقویت گردد. برخی از فرزندان، مدیریت را از پدران خود فرا میگیرند. اگر این آموزش از ناحیه پدران آگاهانه انجام گیرد نتایج سودمندی عاید فرزند میگردد. رابطة میان یادگیری و مدیریت غیر قابل انکار است مدیرانی که در این زمینه تعلیماتی قرار گرفتهاند میتوانند امور را با دقت و سرعت بیشتری انجام داده و برکارآیی خود بیافزایند. چنین مدیرانی در حوزه مدیریت خویش تیز بین و در تحلیل مسائل و نتیجهگیری از دقت و سرعت عمل بیشتری برخوردار هستند.
