|
یكی از تعاریف نسبتاً جامعی كه درباره واژه مدیریت بكار رفته است، مدیریت را علم و هنر، برنامه ریزی (پیش بینی)، سازماندهی (تقسیم كار)، هدایت و رهبری ( راهنمایی كردن و توانایی نفوذ در دلها)، نظارت و كنترل (ناظر بودن و اصلاح كردن اشتباهات) و ایجاد هماهنگی(به وجود آوردن نگرش سیستمی) بین تمام اجزای سازمان و منابع مختلف آن (انسانی، مادی، فیزیكی) جهت نیل به اهداف از پیش تعیین شده با توجه به قوانین و عرف جامعه، می داند. اگر این تعریف را كنار هر واژه دیگری بگذاریم، می توانیم از آن استفاده كنیم، برای مثال: مدیریت تولید، مدیریت مالی، مدیریت فروش ومدیریت بازاریابی. به شرط آنكه واژه دوم را هم به درستی تعریف كنیم. این مقاله مدیریت تقاضا یا مدیریت بازاریابی را مورد بررسی قرار می دهد. ● مفهوم بازاریابی مفهوم بازاریابی به این معنی است كه یك شركت باید نیازها و خواستهای یك بازار هدف كاملاً تعریف شده را بررسی كرده و آنگاه نسبت به تامین رضایت مطلوب مشتریان به نحو مؤثرتر و كارآتر از رقبا اقدام كند. و به عبارتی، ارزش بیشتری به مشتریان ارائه كند. برای ارائه ارزش بیشتر به مشتریان می بایست بهتر از رقبا و سریعتر از رقبا عمل كرد تا مورد انتخاب مشتری قرار گرفت. اما تمام عملیات فوق در یك بنگاه اقتصادی زمانی برای شركت ارزشمند است كه در بلند مدت سود آوری داشته باشد.
|