توسعه و مدیریت کشاورزی
 
دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

مقایسه مدیریت ریسک و مدیریت بحران در بخش کشاورزی

 

تهیه کننده:

                         

مسعود حکمت

چکیده

کشاورزی فعالیتی سرشار از مخاطرات است. در این فعالیت انواع مخاطرات طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و عمدی دست به دست هم داده و مجموعه شکننده و آسیب پذیری برای تولیدکنندگان فراهم کرده است. بی گمان هیچ چیز به اندازه داشتن احساس امنیت برای انسان اهمیت ندارد. به دیگر سخن نیاز به امنیت یکی از نیازهای مهم بشری است.

هدف از این مقاله بررسی میزان تمایل کشاورزان جهت سوق دادن مدیریت بحران به سمت مدیریت ریسک در بخش کشاورزی است.

نتایج این تحقیق که از طریق مطالعات کتابخانه ای و گردآوری بدست آمده حاکی از این است که مدیریت ریسک دستیابی به سازوکارهای موثر برای تخمین زمان وقوع یک پیشامد منفی و خسارت زاست و مدیریت بحران سازوکاری است که در شرایطی که یک پیشامد خسارت زا بر ما حادث میشود این پیشامد را مدیریت می کند تا خسارت احتمالی را به حداقل برساند. مدیریت بحران را تصمیم گیری بایافتن راه حل برای شرایط بحرانی تعریف کرد بنابراین مدیریت بحران تکنیک مدیریت کردن شرایط بحرانی است.

در طی مطالات صورت گرفته در یافتیم که بیشتر کشاورزان متمایل دارند بحران ها را به ریسک تبدیل کنند.

یکی از اهرمهای مهم در مدیریت ریسک انتقال مسئولیت ریسک به سازمانها و موسسات دیگر است. بیمه، سازوکار مهمی در این راستا به شمار می رود. در واقع احتمال زیان تولید کننده کشاورزی از طریق بیمه به دوش دیگری می افتد. بدیهی است که انجام اینکار با صرف هزینه همراه است.

 

 

 

کلید واژه                                                                                     

مدیریت ریسک، بیمه، ریسک کشاورزی،مدیریت بحران

 

 

مقدمه

کشاورزی فعالیتی سرشار از مخاطرات است. در این فعالیت انواع مخاطرات طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و عمدی دست به دست هم داده و مجموعه شکننده و آسیب پذیری برای تولیدکنندگان این بخش فراهم کرده که نتیجه نهایی آن بی ثباتی درآمد آنهاست. (بهرامی,آگهی، 1387)

بنابراین تولیدکنندگان محصولات کشاورزی در محیط و شرایطی نامطمئن نسبت به قیمتها و عملکردها مجبور به تصمیم گیری در خصوص تخصیص منابع و تولید محصولات قرار دارند. بطور مثال رابینسون و باری در سال 1987 نشان دادند که میزان مصرف نهاده ها در شرایط وجود ریسک و بحران متفاوت از سطح مصرف نهاده‌ها در شرایط اطمینان است و مصرف نهاده ها علاوه بر قیمت ستانده ها و نهاده ها و سطح تولید، به عوامل مختلفی از قبیل واریانس قیمت محصول درجه ریسک پذیری و سهم نهایی نهاده ها در واریانس تولید بستگی دارد. همچنین جاست و زیلبرمن در مطالعه خود بیان کردند که با فرض وجود ریسک تولید و قیمت، امکان دارد که قانون عرضه صادق نباشد و عرضه محصول به عوامل دیگری همانند درجه ریسک گریزی، توزیع احتمالاتی قیمت و عملکرد، همبستگی و کو واریانس بین قیمتها و عملکرد که در مجموع ممکن است باعث لغو قانون عرضه شود بستگی داشته باشد. (امینی، 1388)

ذکر 2 نمونه فوق این واقعیت را نشان می دهد که وجود ریسک و بحران (اعم از قیمت و عملکرد) در رفتار تولیدکنندگان موثر بوده و این اثر بیشتر بر میزان درآمد حاصل از محصولات و تصمیمات کشاورزان در استفاده از نهاده ها و عرضه محصولات تمرکز داشته است.

سوال اساسی این است که چه روشهایی برای کنترل و کاهش آمار ریسک و بحران وجود دارد؟

نبود ثبات در درآمدهای مزرعه و زیان دیدن تولیدکنندگان در اکثر کشورهای توسعه یافته و حتی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه از ناحیه عوامل کنترل ناپذیر ، بحرانها و ریسکهایی که از طریق روشهای مدیریت ریسک و مدیریت بحران کنترل شدنی نیست، فشارهایی را بر دولتهای این کشورها وارد آورده است تا برنامه هایی برای ثبات درآمدهای تولیدکنندگان از قبیل پرداختهای جبرانی، تعیین قیمتهای تضمینی، خریدهای اعتباری و یا بیمه محصولات کشاورزی تهیه و تدوین کنند.

به عبارت دیگر، موقعیت بحرانی روستائیان فقیر در کشورهای در حال توسعه منجر به طراحی و اجرای برنامه های حمایتی بیشتر و کاراتر شده است. (کیانی راد، یزدانی، 1382)

کیانی راد و یزدانی منابع ریسک را در کشاورزی مشتمل بر ریسک تولید (Production risk) ، ریسک قیمت یا بازار (Price or market risk)، ریسک مالی (Financial risk)، ریسک نهادی (institutional risk) یا ریسک ناشی از نبودن اطمینان نسبت به فعالیتهای دولت در بخش کشاورزی و ریسک انسانی (human or personal risk) و نیز نقش و میزان اهمیت هرکدام از منابع ریسک باشد به شرایط مکانی، زمانی و سیاستهای دولت در هر کشور متفاوت می دانند. (کیانی راد و یزدانی، 1382)

توسعه روشهای مختلف بیمه محصولات کشاورزی به همراه گسترش بازارهای بورس کالایی، به عنوان یکی از ابزارهای کاهش ریسک که طیف وسیعی از خطرات را پوشش می دهد، از سالها پیش در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه بکار رفته است.

هدف از این مقاله بررسی میزان تمایل کشاورزان جهت سوق دادن مدیریت بحران به سمت مدیریت ریسک در بخش کشاورزی است.

پذیرش اینکه فرصتها و تهدیدها به یک اندازه مهم هستند در موفقیت پروژه تأثیر می گذارد و هر دو نیاز به اداره کردن پویا دارند. این استدلالی است بر اینکه فرصتها و تهدیدها در کیفیت ذاتاً متفاوت نیستند زیرا هر دو شامل عدم قطعیت می گردند که پتانسیل بالایی برای تأثیر بر اهداف دارد و در نتیجه هر دو می توانند با فرآیندهای مشابهی اداره شوند.

ازدیدگاه کارشناسی هیچ بحرانی بدون علائم و هشدارهای قبلی رخ نمی دهد. فاجعه های طبیعی چون : طوفان ، سیل ، آتش سوزی ، ناشی از امتحان الهی است فراتر از جنبه های تسلی بخش و اعتقاد پایه ای در فرهنگمان که کارکرد خود راداراست با دیدی کارشناسانه می دانیم که بحرانها هم قابل پیش بینی هستند و هم خبر می کنند.

مشاغل که کشاورزی نیز جزء آنهاست در صدد کسب و سود و منفعت می باشند. کشاورزان نیاز به پول دارند که زندگی خود و خانواده شان را فراهم سازند. برای فراهم ساختن زندگی کشاورزان می بایست خطرات را بپذیرند. «کشاورزان علاوه بر هزینه ای که برای نهاده ها می پردازند می بایست به امید بارش باران هم باشند» کشاورزی با ریسک و خطر مواجه است. یک کشاورز نمی داند وقتی محصولات کشت می شوند چه پیامدهایی در پی خواهد بود (عنصر شانس). آیا تمام یا بخشی از محصولات از بین خواهد رفت (عنصر «بد»). برای اینکه اکثر کشاورزان این خطرات را می پذیرند ما تولید غذای کافی داریم.

اولین مفهوم کلیدی مدیریت ریسک در کشاورزی می تواند با این گفته قدیمی تفهیم شود که «بدون هیچگونه خطری، هیچ چیزی بدست نمی آید». مدیریت ریسک در کشاورزی دربرگیرنده این سئوال است که آیا ریسکی که متحمل می شویم متناسب با نتایجی که حاصل می شود می باشد؟ آیا مخاطره کشاورزان برای بدست آوردن محصول خیلی کم، خیلی زیاد نیست؟ بعبارت دیگر آیا کشاورز سود کافی کسب می کند تا بطور منطقی خطر را توجیه کند.

در کشورهای پیشرفته وقوع حوادث طبیعی به فرصتهایی برای توسعه تبدیل شده است برنامه ریزی با این نگرش آسان نیست ولی شدنی است حوادث ممکن است در قبل توسعه بعنوان « آغازی دگر» در نظر گرفته شوند چرا که امکان دارد موقعیتی بوجود آید که منابع بتوانند پاسخگوی پیشرفت وضع جوامع باشند آمار وارقام نشان می دهد که کشورهای توسعه یافته به موفقیتهای بزرگی در زمینه مدیریت بحران رسیده اند.

تحقق اهداف در مقابله با حوادث طبیعی مستلزم تبادل گسترده اطلاعات و تجارب در ارتباط به مخاطرات و آسیب پذیری انسان و مدیریت بحران میان کاربران داده ها اعم از مؤسسات دولتی و خصوصی بوده به بیان دیگر هیچ راهکارهای بهتر از در دسترس بودن اطلاعات لازم درباره غلبه بر حوادث طبیعی نیست بسیاری از سازمانها به دنبال تهیه اطلاعات برای تصمیم گیری صحیح و افزایش آگاهی هستند در 10 سال گذشته تعداد زیادی از مراکز اطلاعاتی تخصصی در امر تهیه ارزیابی و انتشار اطلاعات همکاری پیامدهای آنها در جریان است تلاشهایی نیز برای متعادل کردن اطلاعات نیز نیاز است. اگر فرصتها به وسیله یک فرآیند مدیریت ریسک که از قبل وجود دارد، مورد استفاده قرار بگیرد هزینه‌های سربار نیز به حداقل می رسد. دوم اینکه طرز تفکر در مدیریت ریسک، کشاورز را تشویق به تشخیص عدم اطمینانهایی می کند که ممکن است بر اهداف تولید تأثیرگذار باشند و وی را به جستجوی پویا برای یافتن راههایی به منظور مورد توجه قرار دادن این فرآیند تشخیص سوق می دهد. در حالی که نیاز به کم رنگ کردن با به حداقل رساندن تهدیدات امری روشن است.

مواد و روشها

جهت تکمیل و جمع آوری اطلاعات این مقاله از روش مطالعات کتابخانه ای و گردآوریبهره گرفته شده است.

ریسک

ریسک ، ریسک در معنی ، به خطر افتادن ، خطر و ... می باشد ریسکهای موجود در بخش کشاورزی عبارتند از سیل ،طوفان ، تگرگ ، برف، باران شدید ، خشکسالی ، آتش سوزنده ، حملات آفات و بیماریها و ...

هر خطر ی قبل از اینکه ما به آن مبتلا شویم یک ریسک می باشد بطور مثال هواشناسان اعلام خشکسالی را برای منطقه تحت پوشش کشاورزی ما می کنند قبل از اینکه خشکسالی اتفاق افتد ما باید راهکارهای کنترل آن را پیدا کرده و در جهت کنترل این ریسک گامهای مؤثری برداشته باشیم.

مدیریت ریسک

مدیریت ریسک دستیابی به سازوکارهای موثر برای تخمین زمان وقوع یک پیشامد منفی و خسارت زا است . به دیگر سخن ، آماده باش برای رویاروئی با وضعیت های  نامعین و خطرزا به شمار می آید

مدیریت ریسک عبارت است از استفاده از سازو کارهایی که خسارت ناشی از ریسکهای احتمالی را به حداقل برسانیم. راهکارهای مختلف و تعدادی از سوی دانشمندان مختلف از طریق مطالعات و تحقیقاتشان ارائه گشته است که یکی از این راه حلهای استفاده از سازه کارهای به نام بیمه محصولات کشاورزی می باشد .

بدیهی است که مدیریت ریسک بنا به حساسیت د رنوع و زمینه فعالیتش باید دقت لازم را جهت بکارگیری و استفاده از روش مناسب کنترل ریسک و زمان مناسب جهت اقدام علیه خسارات ناشی از ریسک را شناسایی کردو به موقع اقدام نمود زیرا که اگر بموقع اقدام نشود این ریسک تبدیل به یک بحران می شود.

بحران

بحران در معنی بی نظمی ، از هم گسیختگی ، آشفتگی و ... می باشد. بحران و ریسک 2 کلمه ای می باشند که معانی بسیار نزدیکی دارند جهت تفکیک صحیح معانی این دو کلمه ابتدا باید آنها را به درستی تعریف کنیم و به سادگی درک نمائیم . هر خطری قبل از آنکه بر ما حادث شود ریسک می باشد اما زمانی که حادث شد و ما را نسبت به خودش غافلگیر کرد بحران می باشد.

 

شرایطی است که در اثر حوادث ، رخدادها و عملکردهای طبیعی و انسانی به طور ناگهانی غیر قابل کنترل بوجود می اید و موجب ایجاد مشقت و سختی به یک مجموعه ویا جامعه انسانی می گردد و برطرف نمودن آن نیاز به اقدامات اضطراری ، فوری و فوق العاده دارد.

ويژگي هاي بحران

1- بحران عموماً غير قابل پيش بيني است ( يعني نمي توان پيش بيني كرد كه كي و در كجا اتفاق مي افتد)

2- بحران ها آثار مخربي دارند و مردمي كه تا قبل از بحران نيازمند كمك نبودند به محض وقوع بحران نيازمند كمك مي شوند .

3- ماهيت و آثاري طولاني و استهلاكي دارند .

4- در وضعيت بحراني معمولاً تصميم گيري تحت شرايط وخيم و در زمان محدود و اطلاعات مورد نياز تصميم گيرندگان ناقص است .

5- زمان موجود براي پاسخ دهي پيش از انتقال تصميم را محدود كرده و اعضاي واحد تصميم گيري را به تعجب و حيرت وا مي دارد .

6-محدوديت و فشردگي زمان ، غافلگيري ، استرس و مخدوش شدن اطلاعات .

مدیریت بحران

مدیریت بحران عبارت است از تصمیم گیری یا یافتن راه حلهای موثر در شرایط بحرانی یاعلمی کاربردی است که بوسیله مشاهده سیستماتیک بحران ها و تجزیه و تحلیل آنها در جستجوی یافتن ابزاری است که بوسیله آنها بتوان از بروز بحران ها پیشگیری نمود و یا در صورت بروز آن در خصوص کاهش آثار آن با آمادگی لازم ، امدادرسانی سریع و در جهت بهبودی اوضاع اقدام نمود و مدیریت بحران فرآیند برنامه ریزی ، عملکرد و اقدامات اجرایی است که توسط دستگاه های دولتی ، غیر دولتی و عمومی پیرامون ، شناخت و کاهش سطح مخاطرات و مدیریت مقابله و بازسازی و غیر دولتی و عمومی پیرامون ، شناخت و کاهش سطح مخاطرات و مدیریت مقابله و بازسازی و بازتوانی منطقه آسیب دیده صورت می پذیرد و با توجه به منابع اطلاعاتی در دسترس تلاش می کند ، به صورت یکپارچه ، جامع و هماهنگ با استفاده از ابزارهای موجود از بحران ها پیشگیری نموده و یا در صورت بروز آنها ، آمادگی لازم درجهت کاهش خسارت جانی و مالی بموقع به مقابله پرداخته تا شرایط به وضعیت عادی بازگردد. امروزه عمده ترين نقاط ضعف مديريت بحران عدم هماهنگي و همكاري سازمانها ، كمبود ضوابط و مقررات جامع و مانع و پراكندگي و نا كافي بودن قوانين و مقررات موجود ، محدوديت منابع مالي است، اما خوشبختانه نقاط قوت بسياري نيز وجود دارد كه خود شامل تجارب مفيد در مديريت ها بحران و روحيه تعاون و نوعدوستي در جامعه و مشاركت خوب و ارزشمند مردم و سازمانهاي NGO همچون جمعيت هلال احمر است كه مي توان با مرتفع نمودن نقاط ضعف و توجه بيشتر به نقاط قوت راه را براي عملكرد هر چه بهتر و قويتر در امر مديريت بحران هموار نمود . بايد تهديدها و فرصت ها را به خوبي شناخت و خود را براي مقابله با تهديدها و استفاده از فرصتها آماده ساخت .

استفاده از ساز و کارهایی جهت کاهش خسارت ناشی از این بحرانها می باشند در تعریف مدیریت ریسک ما بیان کردیم که مدیریت ریسک فرآیندی است جهت به حداقل رساندن خطرات احتمالی ولی در مدیریت بحران بیان می کنیم فرآیندی است جهت کاهش خسارت ناشی از بحرانها . زیرا که در مدیریت ریسک زمان بیشتری جهت کنترل و مقابله داریم پس ما مدر انتخاب راهکارهایمان فرصت بیشتری داریم و می توانیم جهت کاهش هر چه بیشتر میزان خسارت گامهای مثبتی بر داریم ولی در مدیریت بحران تمام تلاش بر این است که میزان خسارت را تا حدی نسبت به این میزان کنونی کاهش دهیم در شرایط بحران ما چندان قدرت ما نور در زمان تصمیم گیریمان نداریم زیرا که خطراحتمالی ما را به خود مبتلا کرده است و هر لحظه بر ما خسارت وارد می کند پس در بحث مدیریت بحران زمان در اختیار ما بسیار محدود می باشد.از تعاریف فوق می توان چنین نتیجه گرفت که هر دو فرایند یعنی هم مدیریت ریسک و هم مدیریت بحران هر 2 تابعی از زمان هستند پس جهت کنترل هر چه بهتر خسارات ناشی از این (بحران و ریسک ) نیاز به مدیریت دیگری داریم تحت عنوان مدیریت زمان (Timely management) داریم.

زمینه فعالیتی مدیریت زمان خارج و جدا از این 2 فرآیند نیست بلکه مکمل هر کدام باید در نظر گرفته شود در شرایط وجود ریسک فعالیت مدیریت زمان با آزادی عمل بیشتری رو به روست اما در زمان وجود بحران آزادی عمل در فعالیت مدیریت زمان بسیار کاهش می یابد و تصمیمات و راهکارهای اتخاذ شده کاملاً در بازه های زمانی کوتاه مدت باید اجرا شوند و به بازدهی کافی نیز برسند.

طی آموخته ها و مطالعات انجام شده به این نتیجه اساسی رسیدیم که تمامی فعالان تجاری (چه در سطح خرد ، چه در سطح کلان ) تمایل به هدایت مدیریت بحران ، به سمت و سوی مدیریت ریسک دارند البته این عمل گر چه در سخن بسیار ساده نمود می کند لیکن در عمل بسیار دشوار و سخت می باشد.

دلیل این کار هم بسیار روشن و شفاف می باشد طبق توضیحات داده شده در فوق آنها می خواهند خطرات احتمالی را قبل از اینکه آنها را غافلگیر کند و برآن ها حادث شوند شناسایی کرده و در جهت کنترل آنها اقدامات مقتضی را انجام بدهند. البته با توجه به مطالعات صورت گرفته ایران یکی از کشورهایی است که در حال حاضر نتوانسته مدیریت بحران خود را به مدیریت ریسک تبدیل کند. نکته حائز اهمیت این است که تا زمانی که خشکسالی اتفاق نیفتاده است برای ما یک ریسک جدی به حساب می آید ولی زمانی که اتفاق افتاد یک بحران جدی به حساب می آید. ارزیابی مخاطرات طبیعی مستلزم شناسایی فنی ، حوادث تاریخی ، جمعیت متأثر از بلایا و پیامدهای انهاست درمورد تهدیدات حاصل از مخاطرات زیست محیطی باید ابعاد آسیب پذیری اقتصادی و اجتماعی شناخته شوند این شناخت با بررسی های خطرات ناحیه ای و چالش های عمومی در قالب اصول توسعه همچون عدالت ، مشارکت عمومی ، رهبری خوب و شفافیت اطلاعات آغاز شده است نگاه برخی متخصصین و افراد حرفه ای در جوامع توسعه یافته بیشتر به آسیب و پیامدهای مخاطرات معطوف است ارگانها و نهادها نیز توجه ویژه به این امر دارند که شامل سازمان غذا وکشاورزی ملل متحد (UNEP , UNDP , FAO) و آموزش سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (UNESCO) سازمان جهانی حمایت از کودکان (UNICEF) اداره کارهای بشر دوستانه (OCHA) برنامه جهانی غذا (WFP) سازمان بهداشت جهانی (WHO) سازمان جهانی هواشناسی (WMO) سازمان جهانی هلال احمر و سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه ای (OECD) است. جامعه شناسان معتقدند که تعهد در قبال ایمنی منوط به شناسایی و درک نیاز است.

مدیریت بحران در جهان سوم

یکی از مواقعه های جهان سوم این است که جوامع آنها همواره آبستن بحران است این بحران ها گاهی ابعاد اجتماعی دارند ، گاهی اقتصادی ، اما غالبا وجه سیاسی آن پر رنگ تر از وجوه دیگر آن است.

چون از دید یک اقتصاددان شاید عدم تعادل ها ، عدم تراز پرداختی ها ، یک بحران تلقی شود اما از دیدگاه یک سیاستمدار تا ارکان حکومتی و پایه های قدرت و اقتدار او به آستانه تزلزل و بی ثباتی نزدیک نشود ، وضعیت نرمال و قابل تحمل است.

وضعیت ایران از وضعیت دیگر کشورهای جهان سوم مستثنی نیست. کشور ما در طی 60 سال اخیر با بحران های متصددی رو به رو بوده که پاره ای اقتصادی و گاه سیاسی یا اجتماعی بوده است اکنون که به گذشته نگاه می کنیم می بینیم که یک انباشتی از تجربه مدیریت بحران و زندگی فردفرد هر ایرانی انباشته شده است اما هیچ طبقه بندی و مستند سازی در این حوزه صورت نگرفته است ، با اطلاعاتی که جنابعالی دارید هیچ نهادی درایران وجود دارد که این تجارب را جمع آوری کند و درکنار آن به بحران های آینده نگاه علمی تر و جامع نگرانه تری داشته باشد.

مدیریت بحران را اگر به این معنی در نظر بگیریم که « احساس شرایط اضطراری کردن » و « شرایط را از حالت متعارف دور کردن » باشد امروز درایران تبدیل به عادت مدیریتی شده است معمولاً مشاهده می شودکه برای مسائل مختلف ستادها و کمیسیون مختلف تشکیل می شود اصولاً یک سنت و اصولی درکشور ما حاکم است که در دیگر کشورها کمتر مشاهده می کنید آن هم اینکه مسائل از طریق جلسه حل و فصل می شود این سنت به جا مانده از روحیه مدیریت بحران است و گر نه شما نسبتی که بین تعداد صفحات گزارش های کارشناسی که تهیه می شود با تعداد ساعات جلساتی که برگزار میشود می بینید که اصلا تناسبی برقرار نیست. به عبارت روشن تر خیلی کم گزارش مکتوب تهیه می شود خیلی زیاد جلسه برگزار می شود درحالی که این باید کاملا برعکس باشد یعنی بیشتر کار تحقیقاتی انجام شود و نتایج  آن تحقیقات به جمع تصمیم گیرنده منتقل شود بنابراین به علت فقدان سازماندهی یک نظام کارشناسی بیشتر مدیران از طریق تبادل نظر با هم دیگر تصمیم گیری میکنند اکنون حتی در شهرهای کوچک ما تا سطوح مدیران خیلی پایین اکثرا در گیر جلسه هستند اینها ناشی از این است که مدیریت بحران به صورت صوری در کشور ما نهادینه شده است و همه تمایل دارند که به صورت اضطراری درباره مسائل مختلف تصمیم گیری کنند ، به همین دلیل کمیسیون ها به منزله مراجع کارشناسی تلقی می شوند و جلسات اصلی تصمیم گیری به منزله سطوح سیاست گذرای در نظر گرفته می شوند بنابراین شما بسیار نادر مشاهد می کنید که گزارش های در برگیرنده گزینه های متحمل و مترتب بر هر تصمیم تهیه شود و به صورت مکتوب در لسات تصمیم گیری ارائه شود.

مهمترین رویکردها و اهداف اساسی مدیریت بحران کشور به شرح زیر آمده است :

سیاستهای کلی :

1.      افزایش سطح آگاهی عمومی با استفاده از علم و فناوری روز در جهت اهداف مدیریت بحران در بخش کشاورزی

2.      ایجاد بانک اطلاعات مناسب در جهت توسعه اطلاعات ملی مکانی .

3.      تدوین مقررات به منظور تسهیل در امر فعالیتهای ترویجی ، پژوهشی و فناوری مجریان

4.      ایجاد تنوع خدمات ، تسهیل و تسریع در دستیابی به ارتباطات مورد نیاز و مطمئن

5.      پیگیری آموزش برای همه بعنوان یک راهبرد ملی

6.       تدوین و اصلاح قوانین و مقررات لازم برای تنوع بخشی به امر آموزش

7.      فرهنگ سازی با هدف ایمنی و مقابله با حوادث

8.      اشاعه فرهنگ بیمه در بخش های مختلف کشارورزی

9.      الزام به استفاده از نتایج تحقیقات پهنه بندی خطرات در مطالعات مکانیابی قبل از اجرا هر گونه طرح عمرانی.

سیاستهای اجرائی :

برنامه ریزی و هماهنگی لازم برای آموزش تخصصی و همگانی مدیریت بحران در چهار مرحله

پیشگیری ، آمادگی ، مقابله و بازسازی .

تهديدها

تهديدها عبارتند از : كاهش انگيزه و علاقه نيروهاي داوطلب و مردمي در همكاري لازم وارد به خدمات ، ادامه يافتن مشكلات هايي و كمبودها در زمينه امكانات و تجهيزات تأخير در روند افزايش عمومي جامعه .

 

فرصت ها

فرصت ها عبارتند از : روند رو به توسعه اطلاعات رساني و فن آوري ارتباط مانند اينترنت و سيستمهاي ماهواره اي، تكنولوژي جهاني در حيطه تجهيزات امداد، افزايش باور عمومي در خصوص آسيب پذيري و خطر خيزي كشور و جريان جهاني موجود كه مايه افزايش باور عمومي در خصوص آسيب پذيري و خطر خيزي كشور و جريان جهاني موجود كه مايه افزايش توجه و اعتماد مردم به سازمانهاي NGO گرديده است . در حقيقت مدير بحران يك هماهنگ كننده بين ارگانهاي سرويس دهنده و تعيين كننده خط مشي فعاليت ها است و بايد حداقل در سازمان خود آمادگي لازم را بوجود بياورد ، سيستمهاي اداري را بهبود بخشد و با تاكتيك مديريتي ، كارآيي و اثر بخشي افراد را بيشتر و به عوامل اجتماعي ، سياسي و فرهنگي بحران توجه كند . مدير بحران بايد تفويض اختيارات را در نظر بگيرد يعني سطح اختيار هر شخصي را با توجه به نيازهايش مشخص كند تا از تداخل اختيارات جلوگيري كند در مديريت بحران معمولاً چندين سازمان مختلف درگير انجام وظايفي مي شوند كه بايد با هماهنگي كامل نسبت به پيشگيري از بحران كاهش اثرات آن و آمادگي لازم اقدام نمايند و همچنين سازمانهاي مربوط بايد بنحو مطلوبي نسبت به انجام تمهيدات لازم و ضروري و همچنين بهبود امور و اوضاع بعد از بروز بحران اقدام بعمل آورند .

مدير بحران كيست

كسي كه تهديد كننده ها را بشناسد و از فرصتها خوب استفاده كند .

در فرهنگ ما ضرب المثلي است كه مي گويد « علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد » متاسفانه در كشور ما زنگ خطرها ناديده و نا شنيده گرفته مي شوند و بعد از وقوع بحران تازه به فكر مي افتيم و راه حلي جستجو مي نمائيم . متاسفانه مدير بحران يا علائم را نمي شناسد و يا به اهميت اين علائم واقف نيست .

مدير بحران بايد به دنبال راه كارهايي جهت كاستن ابعاد بحران باشد . به عبارت ديگر آثار هر عامل را با پارامترهاي ديگر سنجيد و پس از تحليل نسبت به رفع آن بكوشد مدير بحران بايد تفكر استراتژيك را ياد بگيرد يعني بتواند به آشفتگي ذهني خويش در كوتاهترين مدت نظم بخشد اين امر امكان ندارد مگر با حضور مداوم در بحران ها نهايت پايداري مديريت اين سازمان را مي طلبد .

 

خصوصيات فرآيند تصميم گيري را به شرح زير مي توان بيان كرد

1-پرهيز از جزئي نگري

2-انجام به موقع و درست كار

3-نظر خواهي براي انتخاب راه حل

4- انتخاب بهترين راه حل و تصويب و اجراي به موقع آن

5- اتخاذ تصميمات مؤثر بر اساس اطلاعات صحيح در جهت كاهش خسارات و كنترل سريع بحران

 وظايف و ويژگيهاي مدير بحران

1- آمادگي كامل براي هر گونه پيشامد .

2- پي ريزي دفاتر مطالعاتي ملي، منطقه اي و هماهنگ سازي آنها به نحوي كه از دوباره كاري پرهيز شود.

3- تهيه بانك اطلاعاتي روز آمد براي استفاده هر چه بهتر آن .

 

 

 

 

 

منابع ریسک و عدم حتمیت در کشاورزی

کشاورزان در هنگام تصمیم گیری با دامنه وسیعی از ریسک مواجه هستند. منشاء ریسک در کشاورزی به طور عمده می تواند از ناحیه قیمت، تولید و اعتبارات باشد. (اردستانی، 8813)

ریسک تولید

 کشاورزی یک صنعت بدون سقف است که محصولات آن در هوای آزاد پرورش می یابند. همین خصوصیت سبب شده تا کشاورزی یک فعالیت بیولوژیک و حساس در مقابل دگرگونیهای طبیعت به شمار آید. هوا، بیماری، حشرات، آفات، پرندگان، دامها، علف هرز، غیر حاصلخیزی، مثالهایی از عواملی هستند که سبب نوسان در تولید محصول می شوند.

علاوه بر عواملی که توضیح داده شد ریسک تولید ممکن است از ناحیه پذیرش تکنولوژی جدید باشد. جایگزینی تکنولوژی تولید قدیمی و ثابت شده با یک تکنولوژی جدید همراه توأم با ریسک می باشد. ریسک پذیرش تکنولوژی جدید شامل هزینه های بالقوه ارتکاب اشتباه ناشی از بی تجربگی می باشد بطور مثال برای بکار برنده بی تجربه استفاده از علف کش بسیار ریسکی تر از وجین با دست است زیرا در استفاده از علف کش احتمال از بین رفتن محصول وجود دارد.

ریسک قیمت و بازاریابی

قیمت محصول کشاورزی از سالی به سالی دیگر و از فصلی به فصل دیگر تغییر می کند. علاوه بر این قیمت محصولات ممکن است، در مدت زمان کوتاه به اندازه یک هفته و حتی یک روز توأم با تغییرات عمده باشد. به هر حال از زمان کشت محصول تا برداشت آن عموماً 6 ماه یا بیشتر طول می کشد که در طی این مدت ممکن است تغییرات اساسی در قیمت محصولات اتفاق بیفتد.

 

ریسک مالی

زارع ممکن است که اعتبار جهت تأمین مالی فعالیتهای زراعی خود دریافت می کند، مواجه با ریسک مالی خواهد بود. در هر زمان که زارع وام می گیرد، امکان دارد که درآمد آینده او برای بازپرداخت بدهیها بدون استفاده از سرمایه مزرعه، کافی نباشد. همراه با افزایش نسبت بدهی به سرمایه، ریسک مالی یک واحد کشاورزی افزایش می یابد.

 

رفتار افراد در برابر ریسک

به طور کلی افراد بر حسب رفتارشان نسبت به سه دسته تقسیم می شوند:

1- افراد ریسک گریز

2- افراد بی تفاوت به ریسک

3- افراد ریسک پذیر

افراد ریسک گریز

نظر به باطن افراد، و مشاهده رفتار آن نشان می دهد که اکثر افراد در فعالیتهای خود از ریسک دوری می کند و ریسک گریزی یک روش رفتاری عمومی است. یک تصمیم گیرنده ریسک گریز همواره یک انتخاب بدون ریسک را به انتخابهای توأم با ریسک اما با ارزش مورد انتظار برابر ترجیح می دهد. برای مثال وی  یک بازده صد دلاری مطمئن را به انتخاب همراه با ریسک که صفر یا دویست دلار با احتمال مساوی عاید می سازد ترجیح می دهد. این امر نشان می دهد که برای انتخاب یک فعالیت توأم  با ریسک، فعالیت مزبور باید ارزش مورد انتظار بیشتر از جایگزین مطمئن برای یک فرد ریسک گریز داشته باشد.

افراد بی تفاوت به ریسک

افراد بی تفاوت به ریسک کسانی هستند که فعالیت ها را بدون توجه به درجه ریسک آن انتخاب می کنند. از نظر یک فرد بی تفاوت به ریسک هیچ ارجعیتی بین یک انتخاب بدون ریسک و انتخاب توأم با ریسک که دارای ارزش مورد انتظار برابر بوده وجود ندارد. (بهرامی، آگهی، 1387)

افراد ریسک پذیر

افراد ریسک پذیر آن فعالیتی را که ارزش مورد انتظار بیشتری دارد به فعالیت دیگر که ارزش مورد انتظار کمتر دارد ترجیح می دهند و فعالیت با ارزش مورد انتظار بیشتر متضمن ریسک بیشتری خواهد بود.

عوامل موثر در ریسک پذیری

از عوامل موثر در ریسک پذیری می توان درآمد کشاورز، اندازه مزرعه، ثروت و دارایی، تعداد اعضاء خانواده، میزان تحصیلات و سن را نام برد. هرچه درآمد، ثروت و دارایی و اندازه مزرعه کشاورز بیشتر باشد انتظارمی‌رود  که قدرت ریسک پذیری کشاورز افزایش یابد. افزایش میزان تحصیلات نیز می تواند با افزایش آگاهی کشاورز در مورد علوم و تکنولوژی جدید کشاورزی همراه باشد. افزایش گاهی از تکنولوژی جدید سبب می شود تا کشاورز با نگرانی کمتر آن را بکار بگیرد.

خانواده با تعداد افراد بیشتر می تواند اطمینان کشاورز در مورد تأمین نیروی کار موردنیاز خود را افزایش دهد و همچنین تنوع درآمد را بوجود آورد که این خود می تواند ریسک عدم دسترسی به نهاده نیروی کار در مواقع ضروری را کاهش دهد. با افزایش سن قدرت ریسک پذیری کاهش پیدا می کند. افراد جوان بعلت نداشتن تجربه بیشتر ریسک می کنند و با افزایش سن تجربه بالا می رود و کمتر احتیاج به ریسک کردن خواهند داشت. با افزایش سن، افراد به سمت محافظه کاری و پرهیز از ریسک گرایش پیدا می کنند. (کیانی راد و یزدانی، 1381)

روشهای مقابله با ریسک

همه افراد در زندگی روزمره خود مواجه  با ریسک و عدم حتمیت هستند اما درجه این ریسک و عدم حتمیت متفاوت است. بدون شک زارعین گروهی  هستند که در فعالیتهای خود با درجه بالایی از ریسک و عدم حتمیت مواجه هستند. برای مقابله با این ریسک و عدم حتمیت چندین روش وجود دارد که این روشها عبارتند از:

1- دوری از ریسک

2- جلوگیری از ریسک

3- تعدیل ریسک

4- پذیرش ریسک

5- انتقال ریسک

دوری از ریسک

روش اجتناب از ریسک نمی تواند رفتار عمومی در جهان عدم اطمینان باشد. حتی اگر انتخاب بدون ریسک وجود داشته باشد در یک وضعیت انتخاب معین اجتناب از ریسک تنها اگر از لحاظ منافع خالص بر تمامی جایگزین های همراه با ریسک برتری داشته باشد عقلایی خواهد بود. تصور وضعیتی که در آن اجتناب کامل از ریسک گزینه‌ای عاقلانه در کشاورزی باشد دشوار است. بهرحال، باید تأکید کرد که محدودیتهای نهادی تحت شرایط توسعه نیافتگی ممکن است کشاورزان را به اجتناب از ریسک وادار سازد. بدین ترتیب تصمیماتی نیمه بهینه را برگزینند.

تعدیل ریسک

در روش تعدیل ریسک تکنیکهای بکار رفته عموماً میزان ریسک را کاهش می دهند زارعین بصورت سنتی در تعدیل ریسک روشهای تنوع افقی، تنوع عمودی، کشت توأم و استفاده از واریته های مقاوم اما، با بازده کم را بکار می برند.

پذیرش ریسک

پذیرش ریسک یکی دیگر از روشهای مقابله با ریسک است. « در واقع پذیرش ریسک به منزله نشان دادن مقاومت کم در مواجهه با نامعلومی است».

ظرفیت پذیرش ریسک در اقتصاد سنتی برای کشاورزان خرده پا و متوسط بسیار محدود است. یک کشاورز ثروتمند می تواند مبالغ یا منافعی در سالهای خوب برای حمایت از خود در سالهای بد انباشته کند در واقع ریسک را طی زمان توزیع  کند. همچنین می تواند کشت را در قطعات مختلف زمین یا برحسب محصولات مختلف متنوع سازد یعنی ریسک را در مکان توزیع کند اما برای یک کشاورز فقیر ریسک طی زمان و مکان متمرکز می شود.

انتقال ریسک

یکی دیگر از روشهای مقابله با ریسک، انتقال ریسک است. معمولی ترین  روشهای انتقال ریسک در کشاورزی کشت اشتراکی، استفاده از بازارهای سلف، قرارداد پیش فروش، قیمت تضمینی و بیمه است. (جوادیان، 1387)

راههای به حداقل رساندن ریسک ها

بی گمان، هیچ چیزی به اندازه داشتن احساس امنیت برای انسان اهمیت ندارد. به دیگر سخن، نیاز به امنیت یکی از نیازهای مهم جامعه بشری است. علل و عوامل زیادی در ایجاد امنیت افراد تأثیر دارد. یکی از این عوامل، برخورد افراد از حداقل امکانات زندگی است که می تواند در شرایط رویاروئی با ریسک به وی کمک کند.

تصمیم گیرندگان، برنامه ریزان، سیاستگذاران کارشناسان بخش کشاورزی و توسعه روستایی، باید در فکر باشند تا هنگام رویارویی با خطر، متناسب با نوع خطرهایی که مناطق مختلف روستایی و کشاورزی را تهدید می کند، امکانات و لوازم ضروری را پیش بینی کنند و در اختیار بهره برداران کشاورزی قرار دهند تا هنگام پدید آمدن حادثه، امنیت زندگی کشاورزان تا حدودی فراهم آید.

به طور کلی، دسترسی آسان و بدون واسطه کشاورزان به این گونه امکانات، می تواند یکی از عوامل مهم و کارآمد در کاهش پدیده ریسک به شمار رود. در این راستا، حمایت مالی دولت از قشر کم درآمد و آسیب پذیر روستائی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا این عده برخوردار نبودن از حداقل امکانات زندگی، توان رویاروئی با خطر در شرایط همراه با ریسک را ندارند.

یکی دیگر از راه های به حداقل رساندن ریسک، سطح آگاهی و دانش کشاورزان نسبت به دامنه وگستره خطر و آشنائی با راه های رویاروئی با آن است. در این زمینه، نقش آموزان به عنوان اهرم موثری که می‌تواند شناخت انسان را نسبت به پدیده های مختلف افزایش دهد، اهمیت ویژه ای دارد.

کشاورزان و اعضاء خانواده آنها باید از نعمت "آموزش های رویارویی با ریسک" که در این مبحث مورد تأکید قرار گرفته است، برخوردار باشند تا بتوانند در هنگام رویارویی با خطر و برآمدن حادثه، به خوبی با شرایط ایجاد شده رویارویی کنند.

بی گمان آموزش، زمانی موثر و کارساز خواهد بود که تمام قشرهای روستایی، به ویژه کودکان و نوجوانان و زنان نیز از سودمندی های آن بهره مند شوند. از این رو، تدوین یک برنامه آموزشی مناسب و تصمیم گیری در مورد طراحی راه های مناسب رویارویی با ریسک ضرورت پیدا می کند.

بنابراین، تصمیم گیرندگان بخش کشاورزی و حتی خود کشاورزان، همواره باید یک "طرح مدیریت کاهش و تسلط بر ریسک" را برای خود طراحی کنند و آن را به کار گیرند. (1387،بهرامی)

 

 

استفاده از تجربه ها

یکی دیگر از راهبردهای اساسی "مدیریت ریسک" که بسیار ساده و آسان به نظر می رسد، استفاده از تجربه های سودمند خود کشاورزان است.

بهره برداران کشاورزی طی سال ها تجربه اندوزی در شغل خود، به خوبی از تأثیر ناگوار شرایط محیطی بر زندگی خویش آگاهی دارند و راه های مختلف مبارزه با شرایط سخت و دشوار را طی سال های پیاپی کار آموخته اند. اندوخته گرانبهائی که کشاورزان و روستائیان، در توشه دارند، گنجینه با ارزشی است که هیچگاه نباید نادیده یا بی اهمیت انگاشته شود؛ بلکه باید چراغ راه هدایت تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان توسعه کشاورزی برای تدوین برنامه های رویاروئی با خطر در شرایط ریسک باشد؛ بدین معنا که موفقیت برنامه های تدوین شده برای کاهش ریسک تولیدات کشاورزی، بستگی به این دارد که تا چه اندازه به تجربه ها و نیازهای کشاورزان توجه کرده و آن را به کار بسته ایم، در واقع باید به کشاورزان توصیه کرد از تجربه های خود بیشتر استفاده کنند. باور ما این است که استفاده از تجربه ها زمانی کارساز و سودمند خواهد بود که مبتنی بر ارائه یک طرح متناسب با شرایط روستا برای رویارویی با خطر باشد. طرحی که در اینجا پیشنهاد می شود، این است که کشاورزان باید از همسایه ها و اطرافیان خود پشتیبانی کنند، زیرا یک شبکه قوی از همسایه ها و تجربه ها و دانسته های آنان می تواند، هزینه‌ها را به طور موثری کاهش دهد و بر سودآوری بیفزاید و در نتیجه انگیزه آنان بیشتر می‌شود و رضایت آنها در سطح زندگی مزرعه داری نیز به دست خواهد آمد.

این همکاری وهمدلی باعث خواهد شد کشاورزان طرح های اضطراری را به طور مشترک با همسایه های خود آماده وهماهنگ کنند تا چنانچه یکی از آنها ناتوان و بیمار شد یا مشکل دیگری بر سر راه وی قرار گرفت؛ دیگر کشاورزان به همکاری و کمک برای برطرف کردن مشکل وی بشتابند. بنابراین، راه های گوناگونی برا رویارویی با خطر در شرایط ریسک وجود دارد که برنامه ریزان و کشاورزان در کنار هم می توانند برای ایجاد امنیت آنها را به کار گیرند. (آگهی و بهرامی،1387) 

انواع بحران

همه بحرانها مثل هم نیستند با وجود این بحران هادارای عناصر مشترکی هستند که این به معنی وجود ابزارهایی است که می توان با استفاده از آنان بحران ها راشناخته و با آنها کنار آمد.

در ذیل به هفت نوع مختلف بحران ارائه می گردد:

1-    تغییر ناگهانی دربازار

2-    شکست محصول

3-    جانشینی مدیریت ارشد

4-    کمبودنقدینگی

5-    تنش در روابط صنعتی

6-     مشکل در اعمال کنترل

7-    وقایع ناگوار بین المللی وقانون گذاری و قانون زدایی

تغییر ناگهانی در بازار

معمولا عموم مردم مسئول انی نوع بحران هستند افزایش یا کاهش ناگهای هر محصول به خاطر تغییر در عادات خریدیا ترجیحات عموم مردم معمولاً منتهی به چنینبحرانی می شود صنایع بسته به تغییر در ترجیحات عمومی معمولا با چنین بحرانی مواجه می شوند.

شکست محصول

دلایل مختلفی برای شکست محصول وجود دارد اما معمولا محصولی که تهدید جدی برای سلامتی استفاده کنندگان دارد احتمالاً دچار بحران می شود در چنین شرایط چنانچه در مرحله اولیه احتمال بحران بررسی شده باشد ، مدیریت می تواند تـأثیر اینگونه شکست ها را حداقل کند چنانچه اینگونه عمل نشود یک شرایط بد می تواند به شرایط بدتر تبدیل شود .

جانشینی مدیریت

معمولاً مدیران / مدیران عامل ارشد از ارائه راهکار به جانشین ها خود داری می کنندکه این خود باعث ایجاد بحران جانشینی مدیریت ارشد می شود جانشینی حوزه ای است که در آن هیأت مدیره کنترل کامل داشته و می توانند به نحوی عمل کنند که از بحران  ، قبل از توسعه آن جلوگیری کنند.

کمبود نقدیندگی

موقعیت های بسیاری وجود دارد که درآن موسسه بازرگانی خود را در موقعیتی می یابد که نقدینگی کمیاب است ، منابع خارجی وجود ندارد و به نظر می رسد منابع داخلی برای پوشش نیازهای قطعی کافی نباشد ، در چنین شرایطی باید گام های مناسبی برای مواجه شدن با بحران برداشته شود و از آن میزان نقدینگی که باقی مانده محافظت شود.

فارغ از این ، باید تلاش هایی جهت رسیدگی به منابع بهره برداری نشده نقدینگی صورت گیرد مدت پرداخت به مشتریان باید کوتاه تر شود مدت پرداخت به عرضه کنندگان باید طولانی تر شود بعنوان باید تا حد امکان به تأخیر بیافتد دارایی های غیر ضروری باید به فروش برسد باید برنامه های برداشت نقد متوقف شده و سایر منابع نقد جایگزین شوند.

روابط صنعتی

باید روابط مناسبی با اعضای سازمان ها حفظ شود نتایج عدم برآور رفتار با افراد سازماندهی شده با سازماندهی نشده می تواند بسیار مخرب باشد.

 

 

مشکل در اعمال کنترل

در زمان هایی به دلیل عملکرد نامناسب و از دست رفتن اعتبار مدیر ،اعمال کنترل های معمول برای مدیر سختی می شود در این شرایط مدیریت عالی یا باید جابه جایی انجام دهد یا با سیاست های تدریجی مناسبی ، اعتبار از دست رفته را بازگرداند.

وقایع ناگوار بین المللی و قانون گذاری و قانون زدایی

وقایع پیش بینی ناپذیری که با موج جهانی شدن به داخل کشورها نفوذ می کند به همراه قانون گذاری ها با قانون زدایی مجلس و قوه قضائیه می تواند به مثابه یک بحران برای شرکت محسوب شود ، از آنجایی که این گونه از بحران در اختیار مدیر نیست هدایت صحیح شرکت در این زمان ها بیشتر بر مزیت های نسبی ورقابتی و انعطاف پذیری می تواندشرکت رااز بحران نجات دهد.

بیمه محصولات کشاورزی

بیمه محصولات کشاورزی در اصل سازوکار مشارکت در پذیرش ریسک است و از طریق مشارکت با تولیدکنندگان در پذیرش ریسک هنگام بروز خطر از زیاندیدن تولیدکننده جلوگیری و یا در درآمد  بی ثباتی ایجاد می کند. (جوادیان، 1387)

الگوهای بیمه ای و روشهای مدیریت ریسک محصولات کشاورزی،که همواره از طریق دولتها طراحی و اجرا می شود، برای جبران خسارت ناشی از ریسکهای یاد شده بکار می رود.

بیمه مناسب ترین روش در مدیریت ریسک وبحران

به راستی، اگر دولت کشاورزان را حمایت نکند، در این صورت آنان با توشه اندک خود تا چه اندازه می توانند و گرایش دارند که محصولات خود را بیمه کنند. بدیهی است که بهره برداران کشاورزی از درآمد و اندوخته چندانی برخوردار نیستند که برای هزینه های اضافی پول خرج کنند. به دیگر سخن، درآمد اغلب کشاورزان برای تأمین نیازهای عمومی آنها بسنده نیست. بی گمان، آنان در صورتی حاضرند محصولات خود را بیمه کنند که از سویی، نخست، هزینه هایی گذشته از اینها، کشاورزان باید به اهمیت بیمه پی ببرند و از منافع آن آگاه باشند. بی گمان یکی از وظایف مهم مدیریت ریسک، جستجوی راهکارهای بیمه، مهمترین ابزار حمایتی برای تبدیل مدیریت بحران به مدیریت ریسک در بخش کشاورزی و رویارویی با نبود حتیمیت و مخاطره‌پذیری شدید فعالیت و سرمایه گذاری است.

بیمه، یکی از راه های خردمندانه و در واقع، مهمترین روش انتقال ریسک به شخص ثالثی است که آمادگی آن را دارد. بیمه، سازوکاری مالی با هدف کاهش میزان خسارت از راه به هم پیوستن تعداد زیادی از عوامل نامعلوم برای تقسیم و تعمیم دادن بار مالی خسارت است.

بیمه محصولات کشاورزی، ابزار موثری برای ایجاد سیاست های توسعه بخش کشاورزی، منطقه ای کردن کشت و ترکیب کشت مطلوب، گسترش روش های نوین زراعی و دامی، به زراعی، جلوگیری از مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها و در نهایت، رسیدن به هدف های توسعه بخش کشاورزی است. بیمه، به عنوان رهیافتی برای از بین بردن آسیب پذیری روستاییان که یکی از ابعاد محرومیت جامعه روستایی است، نقش مهمی ایفا می کند.

از این رو می توان چنین نتیجه گرفت، بیمه محصولات کشاورزی، ابزاری موثر است که افزون بر ایجاد امنیت سرمایه گذاری و رویارویی با شرایط همراه با ریسک در این بخش، رضایت خاطر و منافع مورد نظر کشاورزان را نیز تأمین می کند. به دیگر سخن، به طور یقین می توان گفت، بدون امنیت، کشاورزی رونق نمی گیرد و این امنیت زمانی به دست خواهد آمد که هدف های مدیریت ریسک که بیمه کردن محصولات کشاورزی یکی از آنها است، تحقق یابد. (آگهی و بهرامی،1387)

برد بیمه

دامنه ای است که بیمه گر می تواند ریسک را به خود منتقل کند. بنابراین هر اندازه برد انتقال ریسک بیشتر باشد، انتظارات بیمه گذاران از خدمات بیمه ای نیز بیشتر تأمین می شود.

موانع و مشکلات ناشی از ماهیت ریسک ها در بخش کشاورزی

موانع و مشکلات بیمه ی محصولات کشاورزی ، ناشی از ماهیت ریسک ها در بخش کشاورزی است . در اصل مهم ترین مأموریت بیمه ، انتقال ریسک از خریدار به خودش است . اما ریسک ها برای بیمه پذیری باید مشخصاتی چون ، قابلیت شناسایی قابلیت اندازه گیری و انتقال پذیری داشته باشند .

به نظر می رسد که برخی از ریسک های موجود در بخش کشاورزی ، هیچ یک از 3 ویژگی نام برده را نداشته باشند . برای نمونه ابعاد مختلف بسیاری از ریسک ها از جمله ریسک های اقلیمی مانند سرما زدگی ، گرما زدگی ، سیل و توفان به هیچ عنوان قابل شناسایی نیستند . (جوادیان،1387)

نتیجه گیری

یکی از چالش های مهم و پیش روی تولید محصولات کشاورزی، طبیعت آسیب پذیر این تولیدات است که خسارت های زیادی را برای کشاورزان و روستاییان در پی دارد. این امر شاید از مهمترین عواملی باشد که کاهش انگیزه برای حضور پویا در فعالیت های کشاورزی را از سوی روستاییان، سبب شده است. در این راستا، کشاورزان و تولیدکنندگان کشاورزی همواره با نوعی ناباوری و نبود اطمینان در تولید، رو به رویند که در مقایسه با سرمایه گذاری در صنعت و خدمات از امنیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری کمتری برخوردار است. اگرچه ممکن است برای کنترل ریسک و میزان خطرپذیری محصولات کشاورزی، راه های گوناگونی وجود داشته باشد که پیشتر نیز بدان ها اشاره شد، ولی بر پایه تجربه های علمی و عملی در بسیاری از کشورهای جهان، توجه به مدیریت ریسک و مدیریت بحران یکی از بهترین و خردمندانه ترین شیوه هائی است که می توان به آن استناد کرد.

مدیریت ریسک دستیابی به سازوکارهای موثر برای تخمین زمان وقوع یک پیشامد منفی و خسارت زا است . به دیگر سخن ، آماده باش برای رویاروئی با وضعیت های  نامعین و خطرزا به شمار می آید. مسئله اساسی این است که با چه نگرش و ساز و کاری در جهت به حداقل رساندن دامنه بحران ، خسارتها و بالاخره عادی سازی به رویارویی با بحران برویم قبل از هر مسئله نخست باید این نگرش را ایجاد کنیم که مخاطرات طبیعی برای کشورمان امر عادی است و باید در پی سازماندهی مقابله با آن به نگرشی استراتژیک در مقیاس استراتژیهای توسعه مجهز شویم .

فاجعه های طبیعی خبر وقوع خود را داده اند. آمادگی ما در چه حد است؟

مدیریت بحران فرآیندی است که بایستی درقسمتی از برنامه عادی توسعه کشور قرار گیرد سوانح حوادث غیر مترقبه طبیعی نبایستی صرفاً در مواقع نیاز پاسخ داده شوند علل آنها بایستی تجزیه و تحلیل گردد و برنامه های پیشیگیری و برنامه های پیشگیری و استراتژیهای پاسخگویی عادی سازی بایستی توسعه داده شود . و اجرا گردند

جامع ترین شرایط مدیریت بحران ، حفظ و نگاهداری توسعه پایدار است ، که توسط آن از منابع انسانی و طبیعی استفاده و حفاظت می شود تا در جهت اعتلای فرهنگ ، بهداشت و اقتصاد جوامع برنامه ریزی شود.

 

البته گفتنی است این نگاه مدیریتی تنها به پیش بینی صرف نمی پردازد ، بلکه گزینه های مختلف احتمالی را نیز که برای پدید آمدن خطر در آینده وجود دارد مورد نظر قرار می دهد . بدهی است ، در صورت طراحی و برنامه ریزی برای آینده، امکان رویارویی با خطرها ودر نتیجه کاهش ضریب زیان ها ، بیشتر شود . یکی از اهرم های مهم ، کارا و موثر در مدیریت ریسک ، انتقال مسئولیت ریسک به سازمان ها و موسسه های دیگر است . بیمه ، سازوکار مهمی در این راستا به شمار می رود . در واقع احتمال زبان تولید کننده کشاورزی از راه بیمه محصولات کشاورزی ، به دوش دیگری می اندازد ، ولی طبیعی است که برای انجام این کار باید هزینه ای بپردازد . میتوان مدیریت بحران را تصمیم گیری بایافتن راه حل برای شرایط بحرانی تعریف کرد بنابراین مدیریت بحران تکنیک مدیریت کردن شرایط بحرانی است اکثر سازمان هانسبت به آماده سازی خود و کارکنان خود درمقابل روزهای بد و بی میل هستند مدیریت حتی زمانی که فرضیات وشرایط زمینه ساز امکان تغییر سریع برنامه ها را می داند خود رادرمقابل شرایط بدتر آماده نمی سازد در چنین شرایطی سازمان نمی داند که در مواقع بحراین چه عکس العملی را از خودنشان دهد و به شدت دچار زیان موادوپرسنل خواهد شد و مدیریت که دلیل بحران را نمی داند موفقیت کمی در رسیدگی به آن را خواهد داشت. آنچه در این میان اهمیت فراوانی دارد ، این است که کشاورز باید بتواند ، برای حوادثی که هنوز روی نداده است ، هزینه ای را پرداخت کند . شاید دشوارترین کار در استفاده بیمه برای کاهش خطر و زیان ، نبود درک لازم و یا به دیگر سخن ، فرهنگ مورد نیاز در این زمینه است . به همین دلیل ، نه تنها افراد ، بلکه سازمان های دولتی نیز بیشتر اعتبارات خود را صرف درمان می کنند ، تا پیشگیری، از همین رو ، چون بیمه نیز زیر چتر پارادیم پیشگیری قرار می گیرد ، پذیرش آن ساده نیست . در مدیریت ریسک به آموزش بهای زیادی داده می شود که خود به نوعی حل کننده مسئله پیشگفته است . با اهرم آموزش ، می توان بستر را برای گسترش فکری کشاورزان در توجه به پیشگیری به جای درمان ، فراهم آورد .

نتیجه آنکه ، بیمه می تواند در کنار دیگر ابزار و ساز و کارهای کاهش ریسک ، ولی به عنوان جزئی شایان توجه ، ضریب خسارت های بخش کشاورزی را کم کند و در نتیجه امکان سرمایه گذاری و گرایش بیشتر به انجام فعالیت کشاورزی را به عنوان بستر ساز اصلی تولید جامع کشور ، فراهم سازد. (بهرامی و آگهی،1387)

بدون شک افراد و سازمانها و شرکتهای مشاوره و فعال در زمینه کارآفرینی در انجام فعالیتشان با عدم قطعیتهایی روبرو هستند که پتانسیل زیادی برای اثرگذاری روی اهداف نهایی آنها دارد. دیدگاه سنتی ریسک به جنبه منفی عدم فعالیتها تأکید دارد در حالیکه عدم و قطعیت می تواند اثرات مثبت و سازنده‌ای با عنوان فرصتها برای دستیابی هرچه بیشتر به اهداف و یا شرکت فراهم  سازد. یک مشاور موفق در ریسک فردی است که با ارائه تعریف دقیقی از ریسکها و عدم قطعیتها بطور همزمان کنترل تهدیدات و استفاده از فرصتها برای رسیدن به اهداف مجموعه را به کار گیرد.

در کشاورزی که به عنوان پرخطرترین شغل محسوب می شود نیز برنامه مدیریت و به ریسک بخش جدایی ناپذیر مدیریت برنامه ها و طرحهای کشاورزی است که با توجه به رواج دیدگاه نوین ذکر شده از مدیریت ریسک و طبیعت پیچیده و غیرقابل پیش بینی ریسک از عهده فرد خاصی (مدیر مزرعه، مروج، مشاور، کشاورز، دولت و ...) به تنهایی بر نمی آید و تمامی این افراد می بایست در تعریف، شناسایی، ارزیابی و پاسخ به ریسکهای کشاورزی با هم همکاری جدی و نزدیک داشته باشند. در این راستا کشاورزان و مروجان در کنار سایر بخشهای دخیل در فرآیند تولیدات کشاورزی به ویژه شرکتهای مشاوره و توسعه کارآفرینی می توانند به ایفای نقش در مرحله شناسایی و ارزیابی ریسک با شناختی که از افراد و شرایط منطقه دارند از طریق شناخت ریسکهای تولید، قیمت و اعتبارات منابع ریسک کشاورزان منطقه خود را به مسئولین ارائه دهند و در مرحله پاسخ به ریسک افراد منطقه تحت پوشش خود را در برابر ریسک تشخیص دهند و مناسبترین روشهای مقابله با ریسک را به کشاورزان ارائه داده و آنها را در رسیدن بهتر و سریعتر به اهداف زندگیشان یاری دهند. در عین حال می بایست از فرصتها و تهدیدهایی که پیش روی کشاورزان قرار دارد خواه این فرصتها و تهدیدها به تشخیص خود کشاورزان، مروجین، مدیران ترویج و شرکتهای مشاوره و توسعه کارآفرینی باشد یا به تشخیص سایر دست اندرکاران به خوبی آگاه و جهت بهره برداری صحیح از آنها گام بردارند. نقش شرکتهای مشاوره و توسعه کارآفرینی در مدیریت ریسک از این جهت بسیار حائز اهمیت است که این شرکتها در محیطی که کشاورزی در آن صورت می گیرد را بهتر از سایر عوامل، مدیران رده بالا، برنامه ریزان و سیاستگذاران می شناسد و از تأثیرات آن آگاه هستند. از طرفی با توجه به سیاستهای دولت مبنی بر واگذاری امور به بخش خصوصی، حمایت در ایجاد و توسعه شرکتهای مشاوره و توسعه کارآفرینی به ویژه در بخش کشاورزی می تواند تا حد زیادی در کاهش تهدیدات ریسک موثر باشد. در طی مطالعات صورت گرفته به این مهم دست یافتیم که اغلب کشاورزان و تولیدکنندگان منایل دارند مدیریت بحران به سمت مدیریت ریسک سوق دهند .البته نکته حایز اهمیت این است که در سیاست های کلی امروزه مدیریت بحران جزیی از مدیریت ریسک به حساب می آید.

 

 

 

پیشنهادها

با توجه به مسائل و مشکلاتی که ناشی از ریسکها و بحرانها می باشند ودر این مقاله به تفصیل بیان گردیدند پیشنهاد می شود که :

1- ایجاد بستری مناسب جهت ارتقاء سطح ترویج مدیریت ریسک بخش کشاورزی خصوصاً کشاورزان.

2- ایجاد بستری مناسب جهت ارتقاء سطح ترویج بیمه محصولات کشاورزی و فواید حاصل از این عمل.

3- تزریق الگوهای مختلف بیمه ای در این بخش مانند بیمه درآمدی، بیمه محصول، بیمه عملکرد و سایر بیمه ها.

4- حمایت بیشتر دولت در این بخش با اختصاص یارانه های ویژه در بخش کشاورزی.

5-تفکیک بحران از ریسک برای کشاورزان و آگاه نمودن آنها از ویژگی های هر کدام توسط مروجین.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1- اردستانی، محمد(1388)، سیاستهای مدیریت ریسک در بخش کشاورزی - بخش دهم، www.P30world.com

2- امینی، رامین (1388)، نگاهی به هدفمند سازی بیمه کشاورزی.www.bina.ir

3- بهرامی، عبدالعلی و حسین آگهی (1387)، مدیریت ریسک در مزارع کشاورزی، www.P30world.com

4-پرندیان،امیر رضا(1387)،مدیریت بحران،www.daneshnameh.roshd.ir ،1-3

5-توکلیان،حسین(1387)،راهکارهایی برای عبور از بحران،روزنامه دنیای اقتصاد،8و9

6- جوادیان، رضا (1387)، موانع و مشکلات ناشی از ماهیت ریسکها در بخش کشاورزی؛ اقتصاد کشاورزی و توسعه، شماره 45.43-31

7- کیانی راد، علی و سعید یزدانی (1382)، مدیریت ریسک و بیمه محصولات کشاورزی؛ تجارب و آزموده ها، چهارمین کنفرانس اقتصاد کشاورزی.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم دی 1388 توسط مسعود حکمت
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ